کرماشان؛ قلب تپندهی همگرایی، هویت و مقاومت تاریخی
فاطمه کریمی
کرماشان تنها یک جغرافیا نیست؛ کرماشان حافظهی زندهی همگرایی، اتحاد و کهنترین باورداشتهای انسانی و کوردی است. سرزمینی که از دل تاریخ برآمده و هنوز هم در بزنگاههای سرنوشتساز، نقش خود را با صلابت ایفا میکند. این خطه، سرزمین شیرین و فرهادهاست؛ جایی که عشق، رنج، مقاومت و آگاهی درهم تنیده و به هویتی ماندگار بدل شدهاند.
در طول نزدیک به ۴۷ سال حاکمیت جمهوری اسلامی، سیاستی نظاممند برای آسیمیلاسیون خلق کورد تحت لوای مذهبگرایی افراطی در جریان بوده است. سیاستی که هدف آن نه فقط سرکوب سیاسی، بلکه تهیسازی فرهنگی، زبانی و هویتی بوده؛ تلاشی مستمر برای جایگزینکردن هویت ملی ـ فرهنگی با قرائتی تکبعدی و ایدئولوژیک از دین. اما واقعیت تاریخی نشان میدهد که این پروژه، دستکم در کرماشان، هرگز به نتیجه نرسیده است.
خلق کورد در کرماشان نهتنها هویت و اصالت خود را واننهاد، بلکه همواره کوشید در واری هویت و حقیقت ملی و فرهنگی خود زندگی کند. این پایداری، شکلی منفعلانه نداشت؛ بلکه در قالب بازتولید آیینها، زبان، حافظهی تاریخی و کنش جمعی خود را نشان داد. کرماشان بهجای تسلیم، به میدان بازتعریف خویش بدل شد.
نمونهی بارز این ایستادگی را میتوان در نوروز سال گذشته دید؛ جایی که کرماشان بیش از یک ماه، آغاز سال کوردی را با جشن، پایکوبی و حضور گستردهی مردمی گرامی داشت. این رخداد صرفاً یک آیین فرهنگی نبود؛ بلکه کنشی سیاسی–اجتماعی و اعلام موجودیت جمعی بود. کرماشان در آن نوروز، نه در حاشیه، بلکه در سرقافلهی مراسم باشکوه نوروزی در سراسر جغرافیای کوردنشین ایستاد.
این ایستادگی، افتخاری بزرگ برای خلق کورد بود؛ چرا که نشان داد در برابر سیاستهای وحشیانه، سرکوبگر و هویتستیز رژیم ایران، سکوت گزینهی مردم این خطه نیست. با عزمی راسخ و ارادهای پولادین، مردم کرماشان به میدان آمدند و ثابت کردند که حافظهی جمعی را نمیتوان با سرکوب خاموش کرد.
اگر به تاریخ بازگردیم، درمییابیم که این روحیهی مقاومت، ریشهای عمیق دارد. کرماشان در زمان پارهپارهکردن کوردستان و انعقاد پیمان قصرشیرین نیز ساکت نماند. این خطه، نهتنها شاهد تقسیم سرزمین بود، بلکه همواره در برابر آن واکنش نشان داد؛ با زبان فرهنگ، با تیشهی فرهاد و با عشق شیرین. استعارهی شیرین و فرهاد در اینجا تنها یک روایت عاشقانه نیست؛ نمادی است از پیوند عشق و مبارزه، از ایمان به یگانگی در دل گسستهای تحمیلی.
کرماشان از منظر مذهبی نیز جایگاهی یگانه دارد. این شهر و پیرامون آن، تاریخی از زیست مذهبی متکثر، بردبار و انسانی را در خود حمل میکند؛ تاریخی که آن را به پلی میان خلق کورد و دیگر خلقهای ایران بدل کرده است. نقشی که کرماشان در فرآیند دمکراتیزاسیون ایران ایفا کرده و میکند، دقیقاً از همین موقعیت برمیخیزد: جایگاهی میانفرهنگی، میانمذهبی و میانهویتی.
در دورانی که رژیم ایران کوشیده است دین را به ابزاری برای سرکوب و یکسانسازی بدل کند، کرماشان یادآور امکان دیگری از زیست دینی و انسانی بوده است. این خطه، مامنی برای انسانیت کرده و اکنون نیز بار دیگر در حال ایفای نقشی تاریخی است؛ نقشی که فراتر از مرزهای محلی، پیامی ملی و حتی فراملی دارد.
از همین رو، مسئولیتی تاریخی بر دوش خلق کورد است؛ چه آنان که در کرماشان زندگی میکنند، چه آنان که در دیگر نقاط ایران، در چهار بخش کوردستان یا در خارج از میهن پراکندهاند. امروز بیش از هر زمان دیگر، ضرورت همصدایی و همسرنوشتی احساس میشود. بانگ مشترک باید این باشد:
ما همه کرماشانیم.
ما همه دایهداران و وارثان این خاکیم.
کرماشان تنها نیست؛ خلق کورد یارایش است.
این صدا، صدای دفاع از یک شهر نیست؛ صدای دفاع از یک شیوهی زیست، یک حافظهی تاریخی و یک افق آینده است. کرماشان نماد آن است که چگونه میتوان هم ریشهدار بود و هم رو به آینده داشت؛ هم کورد بود و هم پل ساخت؛ هم رنج کشید و هم ایستاد.
در نهایت، کرماشان یادآور این حقیقت است که تاریخ را نه فقط فاتحان، بلکه ایستادگان میسازند و تا زمانی که این ایستادگی زنده است، امید نیز زنده خواهد ماند.