تداوم بازداشت و بلاتکلیفی خانواده مهسا موگویی در بازداشتگاە اطلاعات لنجان و زندان دستگرد
سه تن از اعضای خانواده مهسا موگویی، از جانباختگان خیزش انقلابی زن زندگی آزادی، علیرغم گذشت هفت روز از زمان دستگیری کماکان در بازداشت و بلاتکلیفی بسرمیبرند.
![](https://test.jinhaagency.com/uploads/fa/articles/2023/07/20230723-1-57-webpf42f03-image.jpg)
مرکز خبر- سه تن از اعضای خانواده مهسا موگویی جانباخته خیزش انقلابی زن زندگی آزادی در فولادشهر اصفهان، علیرغم گذشت یک هفته از زمان دستگیری کماکان در بازداشت و بلاتکلیفی و محروم از حقوق اولیه بسر میبرند.
براساس گزارشی کە هرانا منتشر کردە است، عفت (نام خانوادگی نامشخص) مادر مهسا موگویی، در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهرستان لنجان، محمدعلی و میلاد موگویی، پدر و برادر وی نیز پس از بازداشت به زندان دستگرد اصفهان منتقل شدهاند.
این افراد روز یکشنبه بیست و پنجم تیرماه ۱۴۰۲، در جریان سالگرد تولد مهسا موگویی، بر سر مزار وی واقع در آرامستان فولادشهر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
از اتهامات و دلایل بازداشت این خانوادە اطلاعی در دست نیست.
لازم به ذکر است، خانواده مهسا موگویی پس از بازداشت به ساختمان اداره اطلاعات اصفهان منتقل شده بودند و در حالی که بعد از چندین ساعت بازجویی قرار بود با قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شوند با مخالفت دادستانی اصفهان، ماموران امنیتی آنها را به زندان منتقل کردند.
مهسا موگویی ۱۸ ساله سن داشت و روز ۳۱ شهریور ۱۴۰۱، در جریان انقلاب زن، زندگی، آزادی، با شلیک گلوله نیروهای امنیتی کشته شد و در گواهی فوت مهسا موگویی نوشته شده بود که در ستون فقرات او، ۳۹ عدد سوراخ مدور، در بازوی چپ او، ۳۱ سوراخ و در ساعد دست چپ نیز ۹ سوراخ مدور با حاشیه سوختگی دیده شده که به معنای شلیک بیش از ۷۰ گلوله ساچمهای به این نوجوان معترض است. در بخش دیگری از گواهی فوت مهسا گواهی آمده است: «جسم او با مانتو مشکی آغشته به خون و دارای سوراخهای متعدد و کوچک، تحویل گرفته شد.»
مقامهای امنیتی همانند صدها پرونده دیگر کشتهشدگان خیزش انقلابی، در مورد مهسا موگویی نیز از پاسخگویی یا معرفی عاملان این قتل حکومتی طفره رفتند و مدعی شدند که او «با شلیک افراد ناشناس» کشته شده است.
مرکز مشاوره حقوقی «دادبان» در توئیتر درباره نحوه بازداشت نزدیکان مهسا نوشت: «شدت خشونت ماموران هنگام بازداشت اعضای خانواده مهسا موگویی به حدی بود که سر میلاد، برادر مهسا، را شکستند. فشار و آزار روحی و روانی بر خانوادههای دادخواه روبهافزایش است و نهادهای امنیتی خانوادهها را تهدید میکنند در صورت سکوتنکردن، بازداشت میشوند و حتی دیگر عزیزان آنها را هم با خود میبرند.»