چگونه زنان با نیروی عقل و شناخت خود، مانع فریبهای عاطفی میشوند؟
در روزگاری که فریبهای روانی هر روز شکل تازهای به خود میگیرند، زنان تنها تماشاگر نیستند، بلکه با سلاح آگاهی و اعتماد به نفس در برابر هر تلاش برای فریب ایستادگی میکنند و اجازه نمیدهند تصویرهای جعلی از عشق به ابزاری برای سوءاستفاده از آنان تبدیل شود.
شیا کویی
کویه- در سالهای اخیر، پدیدهای نگرانکننده و بیگانه با ارزشهای انسانی در لایههای مختلف جامعه سر برآورده است؛ پدیدهای که در آن برخی مردان، احساسات پاک و عاطفه زنان را به ابزاری برای ارضای خواستههای موقت جنسی یا منافع شخصی خود تبدیل میکنند. این شکارچیان روانی، پشت نقاب جذابیت، وعده ازدواج و ساختن زندگی مشترک، برای زنان دام میگسترانند و پس از رسیدن به مقاصد خود، قربانیان را در دریایی از اندوه، انزوا و ترس اجتماعی تنها رها میکنند. چنین رفتاری نه تنها بنیان خانواده را متزلزل میسازد، بلکه پاکی اعتماد انسانی را نیز ترور میکند؛ مسئلهای که نیازمند برخوردی جدی در سطح آموزشی و حقوقی است.
ناز خیردین در این باره میگوید: به دلیل سالها فعالیت در میان زنان و ارتباط نزدیک با آنان، از خشونتهایی که علیه زنان اعمال میشود آگاهی دارم و یکی از آشکارترین این خشونتها، فریب دادن زنان از سوی مردان است.
به گفته او، بسیاری از مردان تلاش میکنند به زنان جوان یا حتی زنان متأهل نزدیک شوند؛ آن هم برای اهدافی مشخص: یا برای دستیابی به منافع مالی، یا صرفاً برای ارضای خواستههای شخصی و گذران وقت. این افراد اغلب با وعدههای دروغین ازدواج پیش میآیند؛ بهویژه کسانی که در خارج از کشور زندگی میکنند و از زن به عنوان ابزاری برای گرفتن اقامت یا پیشبرد کارهای خود استفاده میکنند و سپس او را رها میسازند. این رفتارها زن را با بحرانهای عمیق و زخمهایی درونی روبهرو میکند که درمانشان بسیار دشوار است. اگرچه ممکن است آثار این آسیبها جسمی نباشد، اما پیامدهای روانی آن بسیار ویرانگر و خطرناک است.
«جامعه زنان را مقصر میداند»
ناز خیردین در ادامه میافزاید: در جامعه ما این پدیده اغلب پنهان میماند و کمتر به عنوان نوعی خشونت به آن نگاه میشود. معمولاً گفته میشود زن از ابتدا با این رابطه پنهانی موافق بوده است. به همین دلیل امیدوارم زنان هوشیارتر باشند و زمانی که در خانواده با مشکل یا کمبود محبت روبهرو میشوند، پیش از آنکه دچار آسیب شوند، با دقت بیشتری تصمیم بگیرند.
او درباره مواردی که رابطه به تماس جنسی میانجامد نیز میگوید: در جامعه ما از این نقطه به بعد، فاجعه برای زن عمیقتر میشود؛ زیرا جامعه با چنین قربانیانی همدلی نمیکند و در برخی خانوادهها نیز به جای درک و حمایت، حتی خطر قتل زن وجود دارد. گاهی خود قربانی نیز توان تحمل سرزنشها و فشار اطرافیان را ندارد و پیش از مواجهه با خانواده، به خود آسیب میزند یا به زندگیاش پایان میدهد؛ در حالی که این بدترین راهحل ممکن است. حتی اگر نهادهای مسئول هم بخواهند وارد حل مسئله شوند، در بسیاری موارد به دلیل سختگیری خانوادهها موفق نمیشوند. از سوی دیگر، ملاحظات دینی نیز مانعی دیگر در این مسیر است. ما اغلب حامی این زنان هستیم، اما زخمی که در روانشان ایجاد میشود، زخمی عمیق و دیر درمان است.
«زیبایی، ثروت و موقعیت اجتماعی؛ عوامل دیگر فریب زنان»
حبیبه نادر، استاد دانشگاه، در اینباره میگوید: بسیاری از خشونتهایی که زنان از سوی جنس مقابل تجربه میکنند، به دلیل زیبایی، وضعیت مالی یا جایگاه اجتماعی آنان است. بیکاری و نابسامانی اقتصادی جوانان نیز باعث شده برخی از آنان برای رهایی از این وضعیت، به فریب زنان جوان روی بیاورند.
او میافزاید: ما در دانشگاه هر روز با این پدیده روبهرو هستیم. این جوانان تلاش میکنند نقاط ضعف دختران را پیدا کنند و از همان راه آنها را فریب دهند. ما به عنوان استاد، همیشه به دختران توصیه میکنیم از خود محافظت کنند. گاهی خانوادهها هم در شکلگیری این وضعیت نقش دارند؛ زیرا تربیت فرزندان دشوارتر شده و جوانان به جای توجه به خود و رشد شخصی، تمام زندگیشان را در شبکههای اجتماعی خلاصه کردهاند؛ بهگونهای که اگر یک روز اینترنت نداشته باشند، دچار بیحوصلگی میشوند و بسیاری از مشکلات نیز از همانجا آغاز میشود.
بێگەرد لاوه، فارغالتحصیل دانشگاه کویه، نیز میگوید: بیتردید هر روز شاهد انواع خشونتهایی هستیم که مردان علیه زنان انجام میدهند و یکی از آنها فریب دختران و زنان به نام ازدواج یا به هر شیوه دیگر برای رسیدن به اهداف شخصی است. توصیه من به زنان جوان این است که فریب این افراد را نخورند و هوشیارتر باشند.
زنان باید بر پیشرفت و موفقیت خود تمرکز کنند و اجازه ندهند کسی وارد زندگیشان شود و آیندهشان را ویران کند.
«باید هوشیارتر باشیم»
مینا احمد، دانشجوی دانشگاه کویه، میگوید: متأسفانه امروز فریب زنان جوان رو به افزایش است، بنابراین باید هوشیارتر باشیم و سطح آگاهی خود را بالا ببریم تا قربانی نشویم. جایگاه زن بسیار ارزشمندتر از آن است که به خاطر مسائل حاشیهای، آینده خود را به خطر بیندازد. نباید شخصیت خود را همسطح چنین افرادی ببینیم، بلکه باید توان شناخت این مردان را داشته باشیم و برای روشن کردن آینده خود تلاش کنیم.
ابعاد حقوقی و اجتماعی ماجرا
خنده آزاد صالح، وکیل دادگستری، درباره ابعاد حقوقی و اجتماعی این موضوع میگوید: هرچند این پدیده در گذشته هم وجود داشته، اما متأسفانه امروز رو به گسترش است. از مهمترین دلایل رشد آن میتوان به بازتر شدن جامعه، تأثیر شبکههای اجتماعی و بیتوجهی به مسائل جدی اشاره کرد. ما به عنوان وکیل، به دلیل ماهیت کارمان با این موارد زیاد مواجه میشویم و میبینیم که پنهان ماندن این پروندهها بیشتر به ترس قربانیان از خانواده، دوستان، حرف مردم و بیاعتمادی به حفظ محرمانگی در نهادهای تحقیق و دادگاهها بازمیگردد.
او توضیح میدهد که فریب برای سوءاستفاده جنسی اغلب زیر عنوان وعده ازدواج صورت میگیرد یا برای تصاحب مال و دارایی زن و حتی گاهی برای رسیدن به افراد دیگر از طریق استفاده ابزاری از زن انجام میشود.
به گفته این وکیل، قانون عراق نیز از راه چند ماده تلاش کرده این پدیده را کنترل کند؛ از جمله ماده ۳۹۵ قانون مجازات عراق که تصریح میکند هرکس با زنی بالای ۱۸ سال با وعده ازدواج رابطه برقرار کند و سپس از وعده خود عقبنشینی کند، تا پنج سال حبس خواهد داشت. همچنین بر اساس ماده ۳۹۳، اگر عمل جنسی به هر شکل با زن انجام شود، بسته به شرایط، مجازاتهای سنگینتری از حبس طولانیمدت تا ابد در نظر گرفته شده است، بهویژه اگر قربانی زیر ۱۸ سال باشد، یا متهم از نزدیکان، سرپرستان، پزشکان یا روحانیون باشد و از موقعیت خود سوءاستفاده کرده باشد. در صورت بروز بیماری، بارداری یا مرگ قربانی، مجازات میتواند شدیدتر نیز شود. همچنین اگر جرم از طریق ابزارهای ارتباطی مانند شبکههای اجتماعی و با هدف اخاذی یا هر نیت دیگر انجام شده باشد، مجازات حبس و جریمه نقدی نیز برای آن پیشبینی شده است.
خنده آزاد صالح اشاره میکند که بیشتر زنان آسیبدیده به دلیل ترس از واکنش تند خانواده، قضاوت جامعه، لکهدار شدن آبرو و بیاعتمادی به روند محرمانه رسیدگی، از ثبت شکایت قانونی خودداری میکنند. او به دو نمونه اشاره میکند که شخصاً روی آنها کار کرده است: نخست دختری جوان که فردی با وعده ازدواج اعتمادش را جلب کرده و سپس مورد تعرض قرار داده بود؛ و دوم زنی متأهل و مادر دو کودک که مردی با برنامهریزی برای سوءاستفاده و تصاحب داراییاش به او نزدیک شده بود. به گفته او، با وجود ترس فراوان، توانستند این دو زن را متقاعد کنند که شکایت کنند و مسیر قانونی را در پیش بگیرند.
او در پایان میگوید: من به عنوان یک وکیل و یک زن، از همه زنان میخواهم از افراد ناشناس یا حتی آشنایان بدسابقه فاصله بگیرند و در ارتباط با همه، بهویژه مردان غریبه، حد و مرز داشته باشند. از تلفن همراه و شبکههای اجتماعی با هوشیاری استفاده کنند و فریب حرفها و وعدههای مردان را نخورند. اگر هم جرمی در حق آنان رخ داد، نباید به خودآزاری یا خودکشی پناه ببرند، زیرا هر مشکلی راهحلی دارد. نخست باید خود را از فرد آسیبزننده دور کنند و او را در همه راههای ارتباطی مسدود سازند. اگر این کار نتیجه نداد، موضوع را با فردی نزدیک و قابل اعتماد در میان بگذارند. ثبت شکایت نیز گزینهای مناسب برای مجازات مجرم است و بهترین کار، مشورت با یک وکیل خواهد بود. به باور من، اگر علیه چند نفر از این متهمان شکایت ثبت و مجازات اعمال شود، این موارد بسیار کمتر خواهد شد؛ زیرا یکی از اهداف مجازات، بازداشتن مجرم و عبرت گرفتن دیگر اعضای جامعه است.