هنر در سایه محرومیت؛ صدای اعتراض دختران کابل به حذف از آموزش
در دشت برچی کابل، نمایشگاه نقاشی دخترانی برگزار شده که از ادامه تحصیل محروم ماندهاند؛ رویدادی که در بستر محدودیتهای آموزشی و فشارهای اجتماعی، به بازتابی از مقاومت، مطالبهگری و تلاش زنان برای حفظ حق آموزش و بیان خود تبدیل شده است.
بهاران لهیب
کابل- در گوشهای از شهر کابل، شماری از دختران و پسران با برگزاری نمایشگاه نقاشی گرد هم آمدند. در این نمایشگاه، آثار دخترانی به نمایش گذاشته شده بود که از ادامه تحصیل باز ماندهاند. این نمایشگاه از تاریخ ۳ ثور تا ۶ ثور ۱۴۰۵ در منطقه دشت برچی ادامه دارد.
محل برگزاری نمایشگاه، اتاق کوچکی بود که نقاشیهای دختران برچی به آن زیبایی خاصی بخشیده بود. وقتی وارد نمایشگاه شدیم، بازدیدکنندگان همه زنان بودند. آنان ساعتها پای هر نقاشی میایستادند؛ گویی میخواستند دردها، آرزوهای و آزادی خود را در میان تصاویر نقشبسته بر دیوارها جستجو کنند.
دشت برچی از مناطق غربی کابل است و فضای آن همواره با سایر نقاط شهر تفاوت داشته است. با وجود سرکوب سیستماتیک، زنان و مردان این منطقه همواره تلاش کردهاند باسواد شوند و با وجود فقر و دشواریهای فراوان، هزینههای زندگی خود را صرف آموزش و شرکت در کورسهای آموزشی کردهاند.
در دشت برچی، بیشتر ساکنان را مردم هزاره و شیعه تشکیل میدهند. در سالهای گذشته، چه در دوره دولت پیشین و چه در حاکمیت طالبان، بارها مراکز آموزشی، مکاتب، کلپهای ورزشی و حتی وسایط نقلیه هدف حملات انتحاری و انفجارها قرار گرفتهاند که مسئولیت بسیاری از این حملات را گروه داعش بر عهده گرفته است. با این حال، به باور شماری از مردم افغانستان، تفاوتی میان گروههای افراطی وجود ندارد و همه آنان در سرکوب زنان، کشتار اقلیتهای قومی و مذهبی و ایجاد تفرقه نقش دارند.
با وجود همه این فشارها، دختران و پسران هزاره تلاش کردهاند از مسیر آموزش و هنر دست نکشند و همچنان به فعالیتهای فرهنگی خود ادامه دهند.
زمانی که از مسئول برگزارکننده نمایشگاه پرسیده شد آیا این برنامه با اجازه حکومت طالبان برگزار شده است یا خیر، نوریه یاسین با چهرهای خسته و با بیمیلی پاسخ داد: «نه! چون اگر آنان را در جریان بگذاریم، ماهها طول میکشد تا کاری انجام شود یا اصلاً پاسخی دریافت نمیکنیم. به همین دلیل، خودمان نمایشگاه را برگزار کردیم. گاهی هم نگران میشوم که این برنامه باعث بسته شدن کورس ما نشود، چون هر روز میآیند تا بهانهای پیدا کنند و مانع ادامه کار ما شوند.»
در میان بازدیدکنندگان، زینب پنهایی نیز حضور داشت و چنین گفت: «امروز من در گالری پیکاسو آمدم، بهخاطر نمایشگاهی که برگزار شده است. من توسط بهترین دوستم نرگس خانم در مورد این نمایشگاه آگاه شدم. نقاشیها بسیار قشنگ و دلپذیر هستند.»
او یکی از نقاشیها را که مورد پسندش قرار گرفته بود نشان داد و گفت: «داستان بسیار زیبایی دارد؛ دختری که در پشتش کودکی دیده میشود و او میخواهد نشان بدهد که چقدر بزرگ شده و میتواند تمام مشکلاتش را خودش سپری و حل کند. در حالی که هنوز همان دختر کوچکی است که به لبخند، نوازش و چیزهایی که در کودکی نیاز داشت، احتیاج دارد. همه نقاشیها زیبا هستند، اما این یکی برای من بیشتر قابل پسند است، چون درون فردی را نشان میدهد که همه چیز را پنهان کرده است.»
زینب میافزاید: «قبلاً در زمینه هنر نقاشی کار میکردم، اما حالا مصروف ادامه تحصیل هستم. با تغییر حکومت، زمانی که در صنف هفتم مکتب بودم، دیگر نتوانستم به تحصیل خود ادامه بدهم.»
او در پایان پیامی برای زنان افغانستان دارد: «هرگز از کوشش دست برندارید. همیشه تلاش کنید. هیچ تلاشی بدون ثمر نیست. این نمایشگاه و نقاشیها برای من نشان میدهد که هنوز هم تلاش و انگیزه در وجود ما دختران هست و این واقعاً بسیار خوشحالکننده است.»
نمایشگاه نقاشی در دشت برچی تنها یک رویداد هنری نبود، بلکه بازتابی از مقاومت، امید و تلاش زنانی بود که با وجود محرومیت از تحصیل، همچنان برای بیان خود و ساختن آیندهای بهتر میکوشند. این آثار نشان میدهد که حتی در سختترین شرایط، هنر میتواند زبان خاموش دردها و آرزوها باشد و انگیزهای برای ادامه مسیر زندگی ایجاد کند.