تهران و واشنگتن در چرخه «نه صلح، نه جنگ»؛ تداوم بحران در خاورمیانه

هم‌زمان با سومین موج حملات به جنوب ایران، این پرسش دوباره مطرح شده است که چرا تهران و واشنگتن، با وجود تشدید درگیری‌ها، نه از جنگ دست می‌کشند و نه مذاکرات را متوقف می‌کنند؛ معادله‌ای که خاورمیانه را در وضعیت «نه صلح، نه جنگ» نگه داشته است.

مرکز خبر- هم‌زمان با انتشار گزارش‌هایی از سومین موج حملات به جنوب ایران از سه روز پیش و همچنین بامداد یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، بار دیگر این پرسش مطرح شده است که چرا با وجود افزایش حملات نظامی، نه جنگ به مرحله‌ای تعیین‌کننده رسیده و نه مذاکرات متوقف شده است.

گزارش‌ها از شنیده شدن صدای انفجار در بوشهر، عسلویه، بندر دیر، کنگان، بندرعباس، قشم، جاسک، سیریک، کنارک، چابهار، هندیجان و ماهشهر حکایت دارد. در عین حال، برخی رسانه‌های داخلی از احتمال هدف قرار گرفتن اسکله بندر دیر و نیز گزارش‌های تأییدنشده درباره شلیک موشک از بحرین به سمت ایران خبر داده‌اند؛ ادعاهایی که تاکنون به‌طور رسمی تأیید نشده‌اند.

در نگاه نخست، ادامه هم‌زمان حملات نظامی و تلاش‌های دیپلماتیک متناقض به نظر می‌رسد؛ اما واقعیت این است که بحران میان ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای شده که در آن جنگ و مذاکره دیگر دو مسیر جداگانه نیستند، بلکه دو ابزار برای رسیدن به یک هدف مشترک‌اند؛ تغییر موازنه قدرت بدون ورود به یک جنگ تمام‌عیار.

 

خاورمیانه وارد نظم جدیدی شده است

آنچه امروز در خلیج فارس رخ می‌دهد، صرفاً ادامه اختلاف دیرینه ایران و آمریکا نیست. منطقه در حال گذار به نظمی جدید است؛ نظمی که در آن دیگر هیچ قدرتی به‌تنهایی قادر به تعیین قواعد بازی نیست. آمریکا همچنان مهم‌ترین بازیگر نظامی منطقه است، اما نفوذش دیگر همانند دو دهه گذشته نیست. در مقابل، جمهوری اسلامی نیز با تلاش برای حفظ شبکه نفوذ منطقه‌ای، با فشارهای اقتصادی، نظامی و سیاسی بی‌سابقه‌ای روبه‌رو است.

در چنین شرایطی، هدف اصلی دو طرف نه نابودی یکدیگر، بلکه تعیین جایگاه خود در نظم آینده خاورمیانه است.

 

آمریکا به دنبال «مدیریت ایران» است، نه اشغال آن

برخلاف جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، به نظر می‌رسد راهبرد واشنگتن دیگر بر تغییر حکومت یا اشغال نظامی ایران استوار نیست. تجربه افغانستان و عراق نشان داد که فروپاشی یک حکومت، لزوماً به ثبات منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند خلأیی ایجاد کند که سال‌ها منطقه را درگیر بی‌ثباتی، گروه‌های مسلح و بحران‌های انسانی کند.

از نگاه آمریکا، هدف واقع‌بینانه‌تر، مهار توان موشکی ایران، محدود کردن نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی، حفظ امنیت مسیرهای انرژی و وادار کردن تهران به پذیرش توافقی جدید است؛ نه ورود به جنگی که هزینه آن از منافعش بیشتر باشد.

 

جمهوری اسلامی نیز برای «بقا» می‌جنگد، نه برای پیروزی

در سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز به‌خوبی می‌داند که شکست نظامی آمریکا یا حذف حضور این کشور از منطقه، هدفی دست‌نیافتنی است. از این رو، راهبرد تهران بر افزایش هزینه‌های تقابل برای واشنگتن استوار شده است.

برای جمهوری اسلامی، مهم‌ترین اولویت، حفظ بقای نظام، جلوگیری از فروپاشی بازدارندگی و جلوگیری از تحمیل یک توافق از موضع ضعف است. به همین دلیل، تهران هم‌زمان که به حملات پاسخ می‌دهد، کانال‌های مذاکره را نیز باز نگه می‌دارد.

 

جنگ، زبان تازه دیپلماسی است

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های بحران کنونی آن است که عملیات نظامی دیگر پایان دیپلماسی نیست، بلکه بخشی از آن است.

هر حمله، هر جابه‌جایی نظامی و هر تهدید سیاسی، پیامی برای طرف مقابل دارد. هدف از این اقدامات، تغییر موازنه قدرت پیش از بازگشت احتمالی به میز مذاکره است

به بیان دیگر، موشک‌ها امروز همان نقشی را ایفا می‌کنند که در گذشته بیانیه‌های سیاسی انجام می‌دادند؛ یعنی افزایش قدرت چانه‌زنی.

 

پارادوکس بزرگ؛ دشمن مشترک دو طرف، خودِ جنگ است

شاید مهم‌ترین نکته در فهم بحران امروز این باشد که تهران و واشنگتن، با وجود دشمنی عمیق، در یک نگرانی اساسی اشتراک دارند؛ هیچ‌کدام خواهان جنگی نیستند که کنترل آن از دستشان خارج شود.

آمریکا می‌داند جنگی فراگیر می‌تواند قیمت جهانی انرژی را به شدت افزایش دهد، امنیت متحدانش را تهدید کند و نیروهایش را در سراسر منطقه در معرض حمله قرار دهد.

جمهوری اسلامی نیز می‌داند که جنگ گسترده می‌تواند زیرساخت‌های اقتصادی و نظامی کشور را با خسارت‌های جبران‌ناپذیر روبه‌رو کند و فشارهای داخلی را افزایش دهد.

همین ترس مشترک باعث شده است که دو طرف، هم‌زمان در میدان نبرد و پشت کانال‌های دیپلماتیک حضور داشته باشند.

 

تنگه هرمز؛ گِره‌ی اقتصاد جهان و امنیت منطقه

اگر برنامه هسته‌ای محور سیاسی اختلاف باشد، تنگه هرمز مهم‌ترین محور ژئوپلیتیکی بحران است. ایران تلاش می‌کند با تکیه بر موقعیت راهبردی خود، هزینه هرگونه فشار نظامی را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهد. در مقابل، واشنگتن حفظ امنیت کشتیرانی و جریان انرژی را بخشی از امنیت ملی خود می‌داند.

به همین دلیل، هر تحول نظامی در جنوب ایران تنها یک رویداد امنیتی نیست، بلکه مستقیماً با اقتصاد جهانی نیز پیوند خورده است.

 

اسرائیل؛ بازیگری که معادله را پیچیده‌تر می‌کند

در کنار ایران و آمریکا، اسرائیل نیز یکی از بازیگران تعیین‌کننده این بحران است. تل‌آویو تضعیف توان نظامی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی را بخشی از راهبرد امنیتی خود می‌داند و همین مسئله باعث شده هرگونه تحول میدانی، ابعاد منطقه‌ای گسترده‌تری پیدا کند.

در نتیجه، بحران دیگر صرفاً یک تقابل دوجانبه نیست، بلکه رقابتی چندلایه میان بازیگران مختلف خاورمیانه است.

 

بزرگ‌ترین خطر؛ اشتباه محاسباتی

با وجود آنکه هیچ‌یک از دو طرف خواهان جنگی تمام‌عیار نیستند، خطر اصلی در جای دیگری نهفته است؛ اشتباه در محاسبه. هدف قرار گرفتن یک مرکز حساس، کشته شدن شمار زیادی از نیروها یا سوءبرداشت از اقدام طرف مقابل می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌ها را آغاز کند که دیگر مهار آن برای هیچ‌یک از بازیگران ممکن نباشد.

تاریخ نشان داده است که بسیاری از جنگ‌های بزرگ، نه با تصمیم برای جنگ، بلکه با ناتوانی در مهار یک بحران آغاز شده‌اند.

 

آینده؛ نه صلح، نه جنگ، بلکه فرسایش

شواهد موجود نشان می‌دهد تهران و واشنگتن دست‌کم در کوتاه‌مدت، به دنبال پایان دادن به این رویارویی نیستند. هر دو طرف می‌کوشند بدون عبور از آستانه جنگی فراگیر، رقیب را فرسوده کنند و با دست برتر وارد هر توافق احتمالی شوند.

به همین دلیل، آنچه امروز در خاورمیانه جریان دارد، نه یک آتش‌بس پایدار است و نه جنگی برای پیروزی نهایی؛ بلکه نبردی فرسایشی برای شکل دادن به توازن قدرت در نظم جدید منطقه است. تا زمانی که این توازن تعیین نشود، چرخه «نه صلح، نه جنگ» نیز ادامه خواهد یافت.

در این میان بهای این چرخه فرسایشی میان تهران و واشنگتن را بیش از هر چیز مردم می‌پردازند؛ مردمی که نه در تصمیم‌گیری‌های جنگ و نه در محاسبات سیاسی قدرت‌ها نقشی ندارند، اما پیامدهای آن را با ناامنی، فشار اقتصادی، افزایش هزینه‌های زندگی، اختلال در فعالیت‌های روزمره و نگرانی دائمی از گسترش درگیری تحمل می‌کنند. در حالی که دو طرف تلاش می‌کنند با فشار نظامی و سیاسی موقعیت خود را تقویت کنند، هزینه واقعی این تقابل بر دوش جامعه‌ای قرار می‌گیرد که میان تحریم، تهدید جنگ و بی‌ثباتی منطقه‌ای گرفتار شده است.