پس از توافق ۲۹ ژانویه؛ چه آینده‌ای در انتظار روژاوا است؟

نویسنده: روژبین دنیز

کوردها در مسیری قرار گرفته‌اند که توان و دستاوردهایی را که تاکنون به دست آورده‌اند، به قدرتی پایدار در عرصه سیاسی، قانون اساسی و دموکراسی محلی تبدیل کنند. از این منظر، روند ادغام نیروهای دموکراتیک سوریه (ه.س.د) و تبدیل آن به بخشی از ارتش سوریه، به معنای پایان تجربه و دستاوردهای حاصل از خودمدیریتی نیست؛ بلکه می‌تواند به معنای گشوده شدن راهی برای به رسمیت شناخته شدن این دستاوردها در چارچوب یکپارچگی سوریه باشد. بنابراین، برای ارزیابی وضعیت کنونی، ابتدا باید بررسی کرد که چگونه به این مرحله رسیده‌ایم.

توافقی که در ۱۰ مارس ۲۰۲۵ امضا شد، به‌دلیل تداوم تأثیرگذاری نیروهای خارجی و عامل ترکیه بر تحولات میدانی و همچنین سیاست‌هایی که نیروهای مختلف بر اساس منافع خود به طرفین تحمیل می‌کردند، به‌تدریج به مرحله‌ای رسید که اجرای آن دشوار شد. بی‌اعتمادی متقابل عمیق‌تر شد و در نهایت، در ژانویه ۲۰۲۶ حملات و درگیری‌ها علیه محله‌های کوردنشین حلب آغاز شد.

این حملات بازتاب سیاست بریتانیا و ترکیه در میدان بود؛ سیاستی که می‌خواست کوردها را به سمت خط سیاسی مورد نظر خود سوق دهد. در طول این روند، عواملی که مانع پیشرفت توافق، ایجاد تنش در میدان و شکل‌گیری گفت‌وگو میان دو طرف می‌شدند، در نتیجه سیاست‌های تحمیل‌شده بر میدان شکل گرفتند. هدف از حمله به کوردها، تغییر موازنه نیروها و تضعیف موقعیت کوردها در میز مذاکره بود. مهم‌ترین عاملی که موقعیت طرفین را در مذاکرات تقویت می‌کرد، موازنه قدرت در میدان بود و کوردها از این نظر از یک امتیاز مهم برخوردار بودند.

برای از میان بردن این امتیاز یا تضعیف کامل کوردها، حمله‌ای با همکاری گروه‌های مسلح داخل سوریه و نیروهای خارجی انجام شد. این وضعیت در واقع به حمله‌ای علیه چشم‌انداز ایجاد صلح و راه‌حل نهایی برای مسئله کوردها در سوریه تبدیل شد؛ به بیان دیگر، تلاش شد وضعیتی شبیه غزه در سوریه ایجاد شود. حملات از حلب آغاز شد و به رقه، دیرالزور و طبقه گسترش یافت و تا مرزهای حسکه، یکی از مراکز مهم جغرافیای کوردستان سوریه، رسید.

 

نقش پارادایم صلح و جامعه دموکراتیک

در این روند، نقشی که عبدالله اوجالان، رهبر کوردها، ایفا کرد اهمیت زیادی داشت. مستقیم‌ترین پیامد حمله‌ای با هدف حذف یا نابودی کوردها در روژاوا، قطع کامل پیوندهای میان ترکیه و کوردهایی بود که می‌توانستند در آینده ترکیه نقش فعالی ایفا کنند. چنین وضعیتی می‌توانست راه را برای جنگی تازه و بی‌پایان باز کند.

اگر این مسئله را در کنار جنگ ایران قرار دهیم، احتمال گسترش یک جنگ جدید میان کوردها و ترکیه، با مشارکت نیروهای خارجی، به سراسر منطقه و در نتیجه پایان کامل روند صلح و جامعه دموکراتیک وجود داشت. در شرایطی که موازنه منطقه‌ای به سود ترکیه تغییر کرده بود، این احتمال برای خود ترکیه نیز خطر جدی ایجاد می‌کرد.

در همین نقطه، ترسیم مرزهای این خطر از سوی عبدالله اوجالان، که تا آستانه ترکیه پیش آمده بود، یکی از عوامل مهم توقف حملات شد. دومین تأثیر مهم این روند نیز واکنش و بسیج مردم کورد برای دفاع از روژاوا بود. حرکت میلیون‌ها کورد در واکنش به تحولات، نه‌تنها موازنه‌ها در چهار کشور، بلکه فضای سیاسی اروپا و عرصه بین‌المللی را نیز تحت تأثیر قرار داد.

این واکنش اجتماعی که در افکار عمومی کورد در ابعادی غیرمنتظره شکل گرفت، محاسبات موجود را ناگزیر از بازنگری کرد. در نتیجه، با توقف درگیری‌ها در مرز حسکه، روند بار دیگر به مسیر سیاسی و دیپلماتیک بازگشت و در نهایت به توافق ۲۹ ژانویه منتهی شد.

از این منظر، توافق ۲۹ ژانویه را نباید صرفاً یک آتش‌بس یا نتیجه درگیری نظامی دانست؛ بلکه باید آن را مرحله سیاسی جدیدی ارزیابی کرد که موازنه قدرت در میدان، واکنش اجتماعی مردم کورد و محاسبات بازیگران منطقه‌ای آن را شکل داده‌اند.

 

توافق ۲۹ ژانویه و پیامدهای روند ادغام

با این توافق، نخستین گام با برقراری آتش‌بس برداشته شد. در مرحله دوم، میز مذاکره تشکیل و برای اجرای توافق ۲۹ ژانویه و روند ادغام، کمیته‌های مختلفی ایجاد شد.

در حدود هفت ماهی که از این روند گذشت، ابتدا موضوع ادغام نیروهای دموراتیک سوریه که در جریان جنگ از رقه، دیرالزور و مناطق دیگر عقب‌نشینی کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفت. بر این اساس، توافق شد سه تیپ از نیروهای  دموکراتیک سوریه به بخشی از لشکر شهر حسکه تبدیل شوند. همچنین یک تیپ از کوبانی نیز با یک لشکر مستقر در حلب ادغام شد.

نیروهای آسایش و پلیس نیز به وزارت کشور وابسته شدند و بدین ترتیب بخش امنیتی روند ادغام تکمیل شد. استاندار حسکه نیز بنا بر پیشنهاد نیروهای دموکراتیک سوریه منصوب شد. علاوه بر این، کارکنان و نهادهای دولتی نیز وارد روند ادغام شدند و به این ترتیب پیوندی منسجم‌تر میان مرکز و مناطق محلی شکل گرفت.

در حالی که نام و تا حدودی وضعیت حقوقی برخی نهادها بازتنظیم شد، این نهادها در بسیاری از موارد فعالیت خود را از همان نقطه‌ای که متوقف شده بود ادامه دادند.

 

موازنه اقتصادی در جغرافیای کوردستان

در حوزه اقتصادی نیز بر سر چند موضوع مهم توافق حاصل شد. یکی از این موارد، پذیرفتن مشارکت شرکت جزیری در بهره‌برداری از میادین نفتی بود.

همچنین توافق شد گذرگاه‌های مرزی طی سه ماه آینده بازگشایی شوند. درباره مدیریت این گذرگاه‌ها نیز بر سر ایجاد سازوکاری مشترک توافق شد و تأمین امنیت آن‌ها به نیروهای منطقه، یعنی نیروهای دموکراتیک سوریه که روند ادغام را تکمیل کرده‌اند، واگذار خواهد شد.

در مورد فرودگاه نیز رویکرد مشابهی اتخاذ شد. فرودگاهی که در دوران حکومت بعث به دلیل بی‌توجهی و غفلت غیرقابل استفاده شده بود، طی دو ماه گذشته تحت عملیات گسترده تعمیر و بازسازی قرار گرفته است تا دوباره فعال شود. در صورت بازگشایی فرودگاه، پیش‌بینی شده مدیریت آن از طریق سازوکاری مشترک انجام شود و امنیت آن نیز بر عهده نیروهای منطقه باشد.

همچنین درباره اختصاص سهمی از منابع اقتصادی سوریه به استان حسکه نیز رویکردی شکل گرفته است. افزون بر این، درباره اختصاص توجه ویژه به بازسازی و سامان‌دهی روژاوا، که دارای منابع مهم درآمدی مانند نفت، گندم و پنبه است، موضعی مثبت شکل گرفته است.

بی‌توجهی‌های حکومت بعث پیش از انقلاب و جنگی که پس از آن ادامه یافت، خسارت‌های جدی به زیرساخت‌ها، جاده‌ها و شرایط عمومی زندگی در شهرها و مناطق روژاوا وارد کرده است. از این رو، اختصاص سهم ویژه‌ای از منابع اقتصادی و مالی برای بازسازی روژاوا و توسعه خدمات اساسی نیز یکی از موضوعات مطرح‌شده در میز مذاکره بود.

بنابراین، روند هفت‌ماهه تنها به ادغام نیروهای نظامی محدود نماند؛ بلکه به روندی گسترده‌تر برای ادغام و بازسازی تبدیل شد که امنیت، مدیریت اداری، منابع اقتصادی، گذرگاه‌های مرزی، فرودگاه و بازسازی مناطق را نیز دربر می‌گرفت.

 

در کاخ ملت در دمشق چه گذشت؟

در ۲۶ آگوست، هیئتی از طرف کوردها که به نمایندگی از سراسر روژاوا به کاخ ملت (قصر الشعب) در دمشق رفته بود، برای بررسی نتایج توافق ۲۹ ژانویه و روند ادغام گرد هم آمد. حضور الهام احمد، مظلوم عبدی، نوروز احمد و دیگر نمایندگان سیاسی، اداری و نظامی در این هیئت نشان می‌داد که قرار است وضعیت کنونی روژاوا در حوزه‌های اداری، نظامی و دفاعی به‌طور جامع بررسی و روند در این زمینه‌ها به نتیجه برسد.

مظلوم عبدی نیز پیش‌تر در سخنرانی خود به مناسبت صدمین سالگرد تأسیس قامشلو، پیامی در همین راستا داده بود.

اعلام شد که الزامات توافق ۲۹ ژانویه از سوی هر دو طرف اجرا شده و موضوعاتی که پس از آن به روند ادغام تبدیل شده بود نیز تا حد زیادی تکمیل شده است. به این ترتیب، نیروهای دموکراتیک سوریه  و اداره خودمدیریتی نشان دادند که ساختارهای خود را بر مبنای ادغام بازسازمان‌دهی کرده‌اند.

کوردها در این مرحله به جایگاهی رسیده‌اند که بتوانند در ساختار سیاسی و اداری سوریه جدید شریک باشند. مرحله کنونی را نه می‌توان پیروزی کامل دولت جدید سوریه دانست و نه شکست کامل کوردها.

حملاتی که در ژانویه آغاز شد می‌توانست روژاوا را به وضعیتی مشابه غزه بکشاند و آن را وارد چرخه‌ای از مقاومت و رویارویی طولانی کند. اما در نهایت از تحقق چنین احتمالی و محاسبات مبتنی بر آن جلوگیری شد.

با برجسته شدن موضوع ادغام، کوردها امکان یافتند موجودیت و دستاوردهای خود را در ساختار سیاسی جدید سوریه حفظ و تضمین کنند. از این منظر، ارزیابی نتیجه به‌دست‌آمده تنها بر اساس تحولات سیاسی امروز کافی نیست و باید آن را در بستر تاریخی دستاوردهای سیاسی، نظامی و اجتماعی کوردها در سال‌های اخیر در سوریه بررسی کرد.

نگاه تاریخی به این نتیجه برای درک دقیق‌تر روند آینده و تحولات احتمالی اهمیت دارد.

 

زنان از خطوط قرمز خود دفاع کردند

یکی از موضوعات مربوط به حوزه دفاعی که در مذاکرات کاخ ملت مورد بحث قرار گرفت، وضعیت یگان‌های مدافع زنان (ی.پ.ژ)بود. در مرحله نخست، پیشنهاد و رویکردی وجود داشت که نیروهای (ی.پ.ژ) در ساختار آسایش قرار گیرند. اما (ی.پ.ژ) این رویکرد و پیشنهاد را به‌صراحت رد کرد.

در نتیجه اراده و پافشاری (ی.پ.ژ)، موضع آن در میدان و مبارزات دیپلماتیک انجام‌شده، رویکرد مشترکی برای حفظ ساختار مستقل (ی.پ.ژ) و مشارکت آن در روند ادغام شکل گرفت.

بر این اساس، به نظر می‌رسد تا حد زیادی بر سر ادامه فعالیت (ی.پ.ژ) به‌عنوان نیرویی عملیاتی متشکل از حدود هزار و ۵۰۰ نفر و وابسته به وزارت کشور توافق حاصل شده است.

گمان می‌رود این موضوع در دیدار با جولانی نهایی شده باشد و جزئیات و روند اجرایی آن نیز در دیداری که شامگاه ۲۷ اوت ساعت ۲۳:۳۰ آغاز شد و حدود یک ساعت و نیم ادامه داشت، بررسی و نهایی شده باشد.

حفظ موجودیت (ی.پ.ژ) به‌عنوان نیرویی مستقل و سازمان‌یافته از زنان در این روند، نه‌تنها از نظر نظامی، بلکه از منظر مبارزات زنان نیز می‌تواند دستاوردی مهم ارزیابی شود.

(ی.پ.ژ) که در برابر گروه‌هایی مانند داعش مبارزه کرده، در این مبارزه از خطوط خود عقب‌نشینی نکرده و در زمینه حفاظت از زنان و دفاع از خود آنان تجربه مهمی ایجاد کرده است، برای زنان خاورمیانه نیز به منبعی مهم برای مبارزه و شجاعت تبدیل شده است.

از این رو، پذیرفته شدن ادامه فعالیت (ی.پ.ژ) با هویت مستقل خود، از نظر دستاوردهای زنان در حوزه دفاعی و سیاسی اهمیت ویژه‌ای دارد.

از منظر سوریه نیز پذیرش (ی.پ.ژ) می‌تواند گامی مهم ارزیابی شود. با توجه به سیاست‌های ائتلاف(ه.ت.ش)، که از گروه‌هایی با سابقه جبهه النصره، القاعده و داعش تشکیل شده است، در قبال زنان، روشن است که مبارزه سازمان‌یافته زنان می‌تواند در برابر این ساختارها نقش مقاومتی مهمی داشته باشد.

 

کوردهای حلب به توافق اول آوریل بازمی‌گردند

از سوی دیگر، ایجاد نیروهای آسایش محلی از سوی کوردهای ساکن حلب و شهبا نیز یکی از موضوعاتی بود که درباره آن توافق حاصل شد.

در مورد عفرین نیز ظاهراً حضور یک تیپ مورد پذیرش قرار گرفته است. درباره سرکانی نیز گفته می‌شود اصرار بر خارج کردن بقایای داعش از منطقه ادامه خواهد داشت و در صورت بازگشت مردم، ایجاد نیروهای آسایش محلی برای تأمین امنیت منطقه نیز از موضوعات مورد بحث خواهد بود.

 

کوردها دمشق را متوازن می‌کنند و دمشق نیز با کوردها متوازن خواهد شد

رویکردی که اسرائیل و بریتانیا در دوره اخیر درباره بازطراحی خاورمیانه مطرح کرده‌اند، بر چندصدایی، حفظ مراکز مختلف قدرت در کنار یکدیگر و ایجاد موازنه جدید قدرت بر پایه توازن‌های شکننده استوار است.

در این چارچوب می‌توان گفت تلاش‌هایی برای بازسازی دولت سوریه بر اساس موازنه‌های سیاسی، قانون اساسی و قدرت محلی در جریان است؛ به‌گونه‌ای که اعراب سنی، کوردها، دروزی‌ها، علوی‌ها و نیروهای سیاسی دموکراتیک، بدون قرار گرفتن در چارچوب یک خط ایدئولوژیک خاص، در ساختار جدید سوریه جای داشته باشند.

واکنش‌های عمدتاً مثبت به اعلام تبدیل نیورهای دموکراتیک سوریه به بخشی از ارتش سوریه از طریق روند ادغام نیز نشان می‌دهد این راهبرد تا چه اندازه برای آینده سوریه اهمیت دارد.

در اظهارنظرهای مربوط به تحول نیورهای دموکراتیک سوریه، این روند به‌عنوان نشانه‌ای مهم برای ثبات سوریه مورد تأکید قرار گرفته است؛ موضوعی که جایگاه کوردها و نقشی را که در ایجاد موازنه در راهبرد منطقه‌ای سوریه جدید دارند، برجسته می‌کند.

این وضعیت را می‌توان بخشی از الگوی سیاسی مورد نظر بریتانیا برای ساخت سوریه جدید نیز دانست. بر اساس این رویکرد، کوردها یکی از بازیگران اصلی در راهبرد سیاسی و موازنه قدرت در دولت سوریه خواهند بود.

اعطای سمت مشاور ویژه در امور کوردها به مظلوم عبدی در نهاد ریاست‌جمهوری نیز از این منظر تحول قابل توجهی محسوب می‌شود.

به همین دلیل، مدل سیاسی مورد نظر برای سوریه جدید و نقش تعیین‌کننده نفوذ بریتانیا در آن را باید در چارچوبی گسترده‌تر بررسی کرد.

حضور نمایندگان کورد در نهاد ریاست‌جمهوری می‌تواند دمشق را به سمت آن سوق دهد که مسئله کوردها را از یک مسئله صرفاً نظامی و امنیتی خارج کرده و در چارچوب سیاسی و قانون اساسی مورد بررسی قرار دهد.

 

معادله کوردها در سوریه جدید

سمت مشاور ویژه‌ای که برای مظلوم عبدی در نظر گرفته شده نیز می‌تواند زمینه‌ای برای ایجاد سازوکار سیاسی نمایندگی کوردها فراهم کند.

تعریف این سمت به‌عنوان مشاور مسئول امور کوردها می‌تواند به معنای گشوده شدن راهی برای بررسی مسئله کوردها در ساختار سیاسی جدید سوریه و آینده دولت این کشور باشد.

تضمین دستاوردهایی که کوردها در نتیجه سال‌ها مبارزه به دست آورده‌اند و انتقال این دستاوردها به عرصه سیاست دموکراتیک، برای کوردها به معنای عبور از یک مرحله مهم است.

انتقال دستاوردهای نظامی و عملی به یک بستر سیاسی، قانون اساسی و نهادی، نشان‌دهنده مرحله‌ای جدید در آینده کوردها در سوریه است.

از سوی دیگر، می‌توان این احتمال را نیز در نظر گرفت که بریتانیا و اسرائیل برای ایجاد توازن در برابر ساختار تحت رهبری HTŞ، بخواهند کوردها را در ساختار سیاسی دمشق حفظ کنند.

بازتعریف جایگاه سوریه به‌عنوان یک بازیگر راهبردی در سطح منطقه و پیش بردن این راهبرد صرفاً بر محور سنی‌های عرب و HTŞ می‌تواند موازنه‌های موجود در منطقه را برهم بزند. از این رو، مشارکت کوردها در بازسازی ساختار دولت را می‌توان بخشی از تلاش برای ایجاد سوریه‌ای متوازن‌تر دانست.

 

احتمال حضور الهام احمد در کمیته تدوین قانون اساسی جدید

گفته می‌شود سمتی که برای الهام احمد در نظر گرفته شده، حضور به‌عنوان نماینده در مجلس خلق و برعهده گرفتن سمت نایب‌رئیسی مجلس است. با این حال، این سمت در فرمانی که جولانی درباره مظلوم عبدی صادر کرد، ذکر نشده است.

با وجود این، منابع محلی گزارش داده‌اند که سمت در نظر گرفته‌شده برای الهام احمد در همین راستا است.

پیش‌تر سمت معاونت وزیر امور خارجه نیز برای الهام احمد مطرح شده بود. اما اعلام اینکه روند بازنویسی قانون اساسی از طریق مجلس انجام خواهد شد، احتمال برعهده گرفتن سمت نایب‌رئیسی مجلس از سوی الهام احمد را افزایش داده است.

چنین تحولی به معنای حضور مستقیم کوردها در روند تدوین قانون اساسی جدید خواهد بود و از این منظر، تحول مهمی برای کوردها محسوب می‌شود.

انتقال فرمان‌هایی که تاکنون صادر شده‌اند به یک بستر قانون اساسی، تضمین هویت، زبان و حقوق فرهنگی کوردها، تقویت دموکراسی محلی و مشارکت کوردها در ساختار سیاسی سوریه، اهمیت تعیین‌کننده‌ای خواهد داشت.

به‌ویژه حفظ حقوق جمعی می‌تواند یکی از محورهای اصلی این روند باشد. اقداماتی که در این زمینه انجام می‌شود می‌تواند زمینه ایجاد فضاهای سیاسی و حقوقی جدیدی را برای روژاوا فراهم کند.

 

آغاز مبارزه برای ورود به روند ادغام دموکراتیک

مجموعه این تحولات نشان می‌دهد کوردها در سوریه نه فقط وارد یک روند ادغام نظامی، بلکه وارد روندی از ادغام دموکراتیک با ابعاد سیاسی، قانون اساسی و اجتماعی شده‌اند.

یکی دیگر از موضوعات مهم مطرح‌شده در مذاکرات، حق استفاده کوردها از زبان مادری در آموزش بود. پس از این دیدار، وزارت آموزش سوریه در فرمانی زبان کوردی را به‌عنوان یک زبان ملی به رسمیت شناخت.

بر اساس مقررات جدید، زبان کوردی در مناطقی که کوردها در آن جمعیت قابل توجهی دارند، در کنار عربی و انگلیسی در برنامه درسی قرار خواهد گرفت.

بر اساس این فرمان، به آموزش زبان کوردی به‌طور میانگین سه ساعت در هفته اختصاص خواهد یافت. علاوه بر آن، یک ساعت در هفته نیز برای فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی به زبان کوردی اختصاص داده می‌شود.

همچنین مقرر شده است درس زبان کوردی در میانگین نمرات کلی دانش‌آموزان محاسبه شود. به این ترتیب، زبان کوردی نه صرفاً به‌عنوان یک درس انتخابی یا تکمیلی، بلکه به‌عنوان یکی از دروس اصلی برنامه آموزشی در نظر گرفته خواهد شد.

البته این تصمیم باید در چارچوب یک دوره گذار مورد ارزیابی قرار گیرد. گنجاندن تصمیم‌های گرفته‌شده در ساختار قانون اساسی جدید در مراحل بعدی، از نظر تضمین حقوق زبانی کوردها در سطح حقوقی و قانون اساسی، گامی مهم خواهد بود.

پس از این گام‌های اولیه در حوزه زبان، مبارزه سیاسی و اجتماعی می‌تواند زمینه پذیرش و تضمین گسترده‌تر حق کوردها برای آموزش به زبان مادری را فراهم کند.

به نظر می‌رسد شرایط منطقه‌ای و سیاسی نیز زمینه‌ای در همین راستا ایجاد کرده است. بنابراین، اقدامات امروز در زمینه آموزش زبان کوردی را نباید صرفاً بخشی از یک مقررات جاری دانست، بلکه باید آن را عرصه‌ای جدید برای تضمین حقوق جمعی کوردها در سوریه در قانون اساسی ارزیابی کرد.

 

تضمین موجودیت نه فقط در عمل، بلکه در بستر قانون اساسی و نهادهای رسمی

بنابراین، مبارزه واقعی از این پس تنها در جبهه‌های نظامی انجام نخواهد شد، بلکه در عرصه‌های سیاسی و نهادی مانند اصلاح قانون اساسی، حکومت‌های محلی، آموزش، نهادهای امنیتی و پارلمان نیز ادامه خواهد یافت.

مسئله اصلی برای کوردها در این مرحله، تضمین موجودیت خود در چارچوب قانون اساسی و تبدیل شدن به بخشی از ساختار سوریه است.

برای تحقق این هدف، لازم است با اعراب، دروزی‌ها، علوی‌ها، مسیحیان و دیگر نیروهای دموکراتیک ائتلاف‌ها و همکاری‌هایی شکل گیرد و سیاست کوردها از یک ساختار منطقه‌ای منزوی خارج شده و به بازیگری مؤثر در موازنه‌های سیاسی کلی سوریه تبدیل شود.

در این زمینه، تجربه‌ای که اداره خودگردان طی سال‌های گذشته ایجاد کرده، سرمایه مهمی را به وجود آورده است.

گذار راهبردی دقیقاً در همین نقطه شکل می‌گیرد: حفظ مدیریت در سطح محلی و در عین حال برخورداری از قدرت تأثیرگذاری سیاسی و نهادی در مرکز.

معادله‌ای که کوردها در دوره جدید تلاش می‌کنند ایجاد کنند، بر این اساس استوار است که مرکز، حقوق مناطق محلی را به رسمیت بشناسد و آن‌ها را در معادله سیاسی قدرت بپذیرد.

به عبارت دیگر، هدف تضمین موجودیت کوردها نه فقط در عرصه عملی، بلکه در یک بستر قانون اساسی و نهادی است.

نکته مهم دیگری که باید به آن توجه کرد این است که تحولات روژاوا را نمی‌توان مستقل از روند صلح و جامعه دموکراتیک که با ابتکار و مبارزه عبدالله اوجالان در امرالی شکل گرفته است، بررسی کرد.

رویکرد پیشین اوجالان مبنی بر اینکه «روژاوا خط قرمز من است» نشان می‌دهد تحولات سیاسی و دیپلماتیک اخیر در روژاوا نیز مسیری را طی کرده‌اند که این رویکرد را تأیید می‌کند.

یک صلح موفق میان ترک‌ها و کوردها می‌تواند بر پایه یک پارادایم اجتماعی جدید، ظرفیت بازتنظیم بنیادین معادله کوردها در منطقه را داشته باشد.

چنین تحولی می‌تواند به عبور از رویکردی منجر شود که کوردها را صرفاً یک تهدید امنیتی می‌داند و زمینه‌ای جدید برای تضمین موجودیت کوردها در ترکیه، سوریه، ایران و عراق ایجاد کند.