تلاش برای به حاشیه راندن زنان با ورود نمادهای جناحی در تعدادی از مراسمات نوروز

ورود نمادهای جناحی به برخی مراسمات نوروز در روژهلات کوردستان، علاوه برانشقاق، تحریف ماهیت تکثر و همبستگی این جشن، با تحمیل «یکرنگی اجباری» موجب به حاشیه راندن زنان و تضعیف جایگاه و خلاقیت آنان خواهد شد.

نسیم احمدی

سردشت- نوروز در روژهلات کوردستان از دیرباز نماد فرهنگی کهن، مبارزه‌ی تاریخی با استبداد و مجالی برای جشن همبستگی ملی بوده است. این جشن دیرینه، نه‌تنها نشانگر پیوندی عمیق با طبیعت و فرهنگ کوردی است، بلکه همواره فضای تنوع و تکثر جامعه را نیز به نمایش می‌گذارد. با وجود این پیشینه‌ی غنی، در سال‌های اخیر برخی جریان‌های حزبی، با برجسته‌کردن رنگ یا نمادی خاص—‌که در اصل این رنگ و نماد متعلق به خود جامعه است، اما احزاب در پی تسخیر آن هستند—تلاش کرده‌اند نوروز را ابزاری تبلیغاتی برای اهداف جناحی خود سازند؛ اقدامی که از دید فعالان مدنی، افزون بر تحریف ماهیت فراگیر و چندرنگ نوروز، به‌شکل جدی حضور و پتانسیل زنان را هم به حاشیه می‌راند و خلاقیت آنان را تا حدودی زیر سایه‌ی یک «یکرنگی اجباری» قرار می‌دهد.

 

زمینه‌ی تاریخی: مسیر دشوار احیای نوروز

پس از انقلاب ۱۳۵۷ و سقوط رژیم پهلوی و تحولات سیاسی-امنیتی در ایران، فضای سرکوب شدیدی بر شهرها و روستاهای روژهلات کوردستان حاکم بود. نوروز که ریشه در هویت و همبستگی کوردی دارد، به‌سرعت به یک تابوی امنیتی تبدیل شد. «فرزانه» (نام مستعار) ـ یکی از فعالان مدنی و از برگزارکنندگان پیشگام مراسم‌های نوروزی می‌گوید: «بعد از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، به‌دلیل فشارهای شدید حکومت و تمرکز نیروهای امنیتی در شهرها، برگزاری نوروز تقریباً ناممکن شده بود. هر نوع تجمع بزرگی، حتی مراسم نوروز، سرکوب می‌شد. ما از اوایل دهه‌ی ۱۳۸۰ تلاش کردیم در شهرها و روستاهای مختلف، به‌ویژه مناطق روستایی، مراسم نوروز را دوباره زنده کنیم. در حالی که در باشور و باکور کوردستان نوروزهای پرشکوه و ملی برگزار می‌شد، ما در روژهلات با محدودیت‌های فراوانی روبه‌رو بودیم. با وجود این، اولین مراسم‌های چندهزارنفری شکل گرفت و رفته‌رفته زنان نیز توانستند از تماشاگرانی پنهان در پشت‌بام‌ها، به برگزارکنندگان و مجریان اصلی برنامه تبدیل شوند.»

فرزانه یادآور می‌شود که تا سال ۱۳۹۱، با وجود سرکوب‌های هر ساله، مسیر احیای نوروز پرشتاب پیش رفت و از مرز کلیشه‌های سنتی عبور کرد. آن سال، برای نخستین بار خواننده‌ی اصلی مراسم زنی بود (دلنیا خان) و حضور زنان کاملاً برجسته شد. اما در سال‌های بعد، فشارها و بازداشت‌های گسترده‌ی نیروهای امنیتی بار دیگر مانع برگزاری آزادانه‌ی این جشن در برخی شهرها گردید. با این حال، نوروز دیگر تنها به یک شهر یا روستا محدود نبود و در سراسر روژهلات کوردستان ریشه دوانده بود.

 

روند فراگیر شدن نقش زنان در نوروز

ورود زنان به عرصه‌ی برگزاری نوروزی که پیش‌تر به‌دلیل فضای امنیتی و سنتی عملاً در انحصار مردان قرار داشت، یکی از دستاوردهای مهم سال‌های اخیر به‌شمار می‌رود. زنان ابتدا تنها در حاشیه و سکوی تماشا حضور داشتند، اما رفته‌رفته در زمینه‌هایی چون مجری‌گری، اجرای موسیقی و خوانندگی نقش ایفا کردند و در مقام همیاران و سپس مسئولان اصلی مراسم نوروز شناخته شدند. تا جایی که فرزانه می‌گوید: «از زمانی که زنان در پوشش‌های رنگارنگ و متنوع کوردی به میدان آمدند، به نوروز جانی دوباره بخشیدند، زیرا جشن نوروز بدون حضور پررنگ زنان، عملاً از معنای خود خالی می‌شد. نقطه‌ی اوج این حضور هم نوروز ۱۴۰۲ بود که با انقلاب «ژن، ژیان، آزادی» آمیخته شد و زنان به مرکز صحنه آمدند.»

 

 از نمادهای فراحزبی تا تک‌رنگی اجباری

با وجود این موفقیت‌ها در گسترش تنوع و به‌ویژه برجسته‌ساختن جایگاه زنان، در سال‌های اخیر برخی گروه‌های سیاسی سعی کرده‌اند تا با تکیه بر «یک رنگ لباس» یا نمادی خاص، مراسم نوروز را به عرصه‌ی رقابت تبلیغاتی تبدیل کنند. هرچند در ظاهر ترویج یک رنگ، ممکن است بی‌اهمیت به‌نظر برسد، اما در باطن، سنت دیرینه‌ی نوروز را از فضایی چندرنگ و آزاد، به جریان یکدست و نشانه‌دار جناعی تقلیل می‌دهد. مهم‌تر آنکه، براساس نظر فعالان مدنی، این رویکرد مستقیماً سد راه جلوه‌ی خلاقیت و تنوع پوشش زنان می‌شود.

 

فرزانه این مسئله را چنین تشریح می‌کند: «انگار می‌خواهند همه را در یک شکل لباس یا نماد خاص ببینند. در حالی که تنوع لباس‌های زنانه‌ی کوردی و رنگ‌های متنوع آن همیشه یکی از جذاب‌ترین بخش‌های نوروز بوده است. وقتی تبلیغ می‌کنند همه یک رنگ خاص بپوشند، انگار خواسته یا ناخواسته نقش زنان را که می‌توانند رنگ و جلوه‌ی زندگی را به مراسم ببخشند، محدود می‌کنند. حتی گاه می‌بینیم اگر زنانی بخواهند لباس شاد و رنگارنگی انتخاب کنند، از سوی برخی افراد یا گروه‌ها مورد فشار یا بی‌توجهی و سانسور  قرار می‌گیرند تا با جریان یکدست همسو شوند. در برخی موارد نیز دختران نوجوان با پوشش لباس مردانه و  در دست  داشتن تسبیح در مراسم حضور می‌یابند!»

 

نقض فلسفه‌ی «ژن، ژیان، آزادی» و افت انگیزه‌ی زنان

یکی از دغدغه‌های عمده‌ی فعالان زن، مغایرت رویکرد تک‌رنگی و نمادسازی‌های جناحی با فلسفه‌ی «ژن، ژیان، آزادی» است؛ مفهومی که بر بازگشت جایگاه واقعی زنان به عرصه‌ی جامعه و برابری جنسیتی تأکید دارد. هنگامی که گفتمان اصلی مراسم نوروز به «یک رنگ لباس» فروکاسته می‌شود، میدان خلاقیت و تأثیرگذاری زنان تنگ‌تر شده و در نهایت ممکن است آنان را از ادامه‌ی فعالیت‌ها دلسرد کند.

فرزانه با بیان این نکته می‌افزاید: «ژن، ژیان، آزادی بر این اساس است که همگان به‌ویژه زنان، حق انتخاب، آزادی خلاقیت و عمل داشته باشند. اما وقتی در نوروز، بخشی از احساسات و تلاش‌های زنانی که می‌خواهند طرح و رنگ‌شاد خود را داشته باشند، زیر سایه‌ی تبلیغات جناحی و تحمیل یک رنگ خاص قرار می‌گیرد، عملاً ذات این فلسفه زیر سؤال می‌رود. به‌جای استقبال از حضور زنان در قامت هنرمند، مجری، آوازخوانی و …، شاهدیم که استفاده از لباس متحدالشکل (عمدتاً مردانه) و تسبیح در دست و گردن، به امری تشویقی برای اقلیت تبدیل می‌شود. این وضع به‌وضوح زنان را در حاشیه نگه می‌دارد و ارزش کارشان را کمرنگ می‌کند.»

 

 پیامدهای جناحی‌سازی نوروز بر همبستگی جامعه

مراسم نوروز از ابتدا مظهر همبستگی و اتحاد جامعه‌ی کوردی در برابر نابرابری‌و دیکتاتوری بوده است. تبدیل این جشن به میدانی برای رقابت و نمایش قدرت گروه‌های خاص، به‌طور ناخواسته باعث ایجاد دودستگی میان مردم شده و ممکن است فضای مشترک جشن را مختل کند. اگر یک جناح از این فرصت برای پیشبرد منافع خود سود ببرد، جناح‌های دیگر نیز واکنش مشابهی خواهند داشت. نتیجۀ نهایی، خدشه‌دارشدن روحیه‌ی «همه‌باهمی» و تشدید شکاف‌های درون‌اجتماعی خواهد بود.

 

دفاع از تکثر و نقش کلیدی زنان

نوروز در روژهلات کوردستان، نتیجه‌ی تلاش و فداکاری نسل‌هایی است که در برابر سرکوب‌ها و ممنوعیت‌های متعدد ایستادگی کرده‌اند. این مراسم، با همراهی پررنگ زنان، به‌ویژه در دو دهه‌ی اخیر، با محدودیت‌های سنتی و امنیتی مبارزه کردند و به جشنی مردمی و فراگیر بدل شد. درست در چنین بزنگاهی، تبلیغات حزبی و نمادسازی‌های یکرنگ، می‌تواند فضای تنوع و پویایی را که سال‌ها برای رسیدن به آن مبارزه شده، دوباره تضعیف کند.

از همین رو، فعالان اجتماعی بر ضرورت صیانت از ماهیت چندرنگِ مراسم نوروز و احترام به تکثر سلیقه‌ها—به‌ویژه در پوشش و حضور خلاق زنان—تأکید می‌کنند. هر گفتمانی که این تنوع را به یک رنگ خاص فروبکاهد، در نهایت نه‌تنها باعث ایجاد رقابت جناحی در مهم‌ترین جشن فرهنگی کوردستان می‌شود، بلکه یکی از ارزشمندترین دستاوردهای تاریخی آن، یعنی نقش زنان در پیشبرد هویت، فرهنگ و آزادی را نیز به‌حاشیه می‌راند.