بازداشت و احکام علیه دستکم ۱۷ زن در ایران؛ از حبس تا بلاتکلیفی قضایی و فشار بر خانوادهها
در ادامه موج بازداشتها و صدور احکام سنگین، دستکم ۱۷ زن در شهرهای مختلف ایران با پروندههای امنیتی، زندان، بلاتکلیفی قضایی و محرومیتهای گسترده مواجه شدهاند؛ روندی که به گفته ناظران حقوق بشر، بخشی از یک الگوی فزاینده سرکوب چندلایه است.
مرکز خبر- امروز شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۵، همزمان با بازگشت اجباری زندانیان سیاسی زن به زندان اوین و تداوم صدور احکام سنگین و بازداشتهای گسترده در شهرهای مختلف ایران، گزارشها از تشدید فشار سازمانیافته بر زنان زندانی، محرومیت سیستماتیک از درمان، بلاتکلیفی قضایی، وثیقههای سنگین و فشار بیوقفه بر خانوادههای دادخواه حکایت دارد؛ روندی که به گفته ناظران حقوق بشر، نه یک سلسله اتفاق پراکنده، بلکه یک الگوی تثبیتشده از سرکوب چندلایه است که هم در داخل زندان و هم در بیرون از آن اجرا میشود.
بازگشت اجباری به زندان اوین؛ چرخه مرخصی و کنترل
با پایان ایام مرخصی، چهار زندانی سیاسی زن شامل فرحناز نیکخو، نیره بهنود، میترا برمچ و زهرا (هانا) غلامی روز دوشنبه ۸ تیرماه به زندان اوین بازگشتند.
این زندانیان به ترتیب در ۲۴ خرداد، ۲۲ اردیبهشت، ۲۴ فروردین و ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ به مرخصی اعزام شده بودند و اکنون دوباره به بند زنان اوین منتقل شدهاند؛ چرخهای که در آن مرخصی کوتاهمدت نه به معنای آزادی، بلکه بخشی از سازوکار کنترل و بازگرداندن مجدد زندانیان به وضعیت محدودیت کامل است.
طبق گزارش منابع مطلع، رضوانه احمدخانبیگی نیز همزمان به زندان فراخوانده شده و پس از بازگشت به همراه سایر زنان به بند زنان منتقل شده است. در این روند، به این زندانیان حتی اجازه همراه داشتن لوازم شخصی داده نشده و حضور رضوانه احمدخانبیگی با فرزند خردسالش در زمان ورود به زندان، بر ابعاد انسانی و فشار روانی این بازگشت اجباری افزوده است.
فشار چندلایه بر زنان زندانی؛ از درمان تا فرسایش جسمی
گزارشها نشان میدهد فشار بر زنان زندانی در ایران به شکل چندلایه و هدفمند ادامه دارد و تنها به سلب آزادی محدود نمیشود.
لیلا آفرین، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، با وجود ابتلا به تومور مغزی و بیماریهای پیشرونده، همچنان از درمان تخصصی محروم است؛ محرومیتی که به گفته منابع نزدیک، وضعیت جسمی او را در وضعیت هشدار قرار داده است.
شلیر مامقادری، زندانی سیاسی ۳۴ ساله اهل مهاباد در زندان اورمیه، در نتیجه محرومیت از درمان سرطان سینه، حدود ۲۷ کیلوگرم وزن خود را از دست داده و شرایط او بهعنوان نمونهای از «فرسایش تدریجی جسمی در زندان» توصیف میشود.
در همین چارچوب، محبوبه شعبانی از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، با گذشت بیش از ۱۶۰ روز همچنان در بازداشت بلاتکلیف در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود؛ بدون صدور حکم نهایی و در شرایطی که ماهیت بازداشت او همچنان مبهم باقی مانده است.
احکام سنگین علیه زنان؛ از حبس تا حذف از زندگی حرفهای
در پروندههای متعدد، زنان فعال مدنی، معلمان، دانشگاهیان و وکلا با احکام سنگین و پیامدهای شغلی و اجتماعی گسترده مواجه شدهاند.
عادله غضنفری، کارمند دانشگاه ملی مهارت بجنورد، به ۴ سال حبس و ۲ سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شده است؛ حکمی که عملاً به حذف او از چرخه اشتغال رسمی منجر میشود.
آزاده سالکی، معلم خوافی، به ۵ سال حبس محکوم شده و احتمال اخراج او از آموزش و پرورش همچنان مطرح است؛ وضعیتی که خانواده او را در معرض بحران معیشتی قرار داده است.
راحله معینی، دانشآموخته دانشگاه امیرکبیر و دانشجوی پلیتکنیک میلان، به ۱ سال و ۶ ماه حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است؛ حکمی که مسیر تحصیل و آینده حرفهای او را نیز متوقف میکند.
الهام زراعتپیشه، وکیل دادگستری در شیراز، نیز به ۶ سال حبس، ممنوعیت خروج از کشور و ابطال گذرنامه محکوم شده است؛ پروندهای که به گفته منابع حقوقی، در ادامه روند برخورد امنیتی با وکلای معترض ارزیابی میشود.
بازداشتهای گسترده و پروندههای بلاتکلیف در شهرهای مختلف
در تهران، سپیده کاشانی همراه همسر و خواهرش سیما کاشانی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند و وسایل الکترونیکی آنان ضبط شد؛ اقدامی که بدون ارائه توضیح رسمی انجام شده است.
در ایلام روژهلات هم، زهرا محمدولی با گذشت ۳۹ روز از بازداشت همچنان در وضعیت نامشخص قضایی قرار دارد و خانواده او از بیاطلاعی کامل درباره روند پرونده خبر میدهند.
در مشهد، محبوبه شعبانی همچنان در بازداشت بلاتکلیف در زندان وکیلآباد نگهداری میشود؛ وضعیتی که از سوی فعالان حقوق بشر بهعنوان نمونهای از «بازداشت طولانی بدون دادرسی مؤثر» توصیف میشود.
در ایذه، کوکب بداغی پگاه به هیئت تخلفات اداری آموزش و پرورش احضار شده است؛ اقدامی که در ادامه فشار اداری بر معلمان زن ارزیابی میشود.
اعتراض، اعتصاب غذا و وضعیت سلامت زندانیان زن
فاطمه سپهری، زندانی سیاسی در وکیلآباد مشهد، پس از دورهای اعتصاب غذا و دارو، به این اعتصاب پایان داده و وضعیت جسمی او نسبت به قبل بهبود نسبی یافته است.
در مقابل، شلیر مامقادری همچنان با وضعیت بحرانی ناشی از سرطان و کاهش شدید وزن روبهرو است؛ وضعیتی که نگرانی جدی درباره تداوم حیات او ایجاد کرده است.
فشار بر خانوادهها؛ گسترش سرکوب به بیرون از زندان
گزارشها نشان میدهد فشار بر خانوادههای زندانیان زن در ماههای اخیر به شکل محسوسی افزایش یافته است؛ از تحمیل هزینههای سنگین حقوقی و معیشتی تا تهدید، احضار، محدودیت اطلاعرسانی و فشار برای سکوت.
خانوادههای فرحناز نیکخو، نیره بهنود، میترا برمچ، زهرا (هانا) غلامی، رضوانه احمدخانبیگی، لیلا آفرین، شلیر مامقادری، محبوبه شعبانی، عادله غضنفری، آزاده سالکی، راحله معینی، الهام زراعتپیشه، سپیده کاشانی، هومن جوکار، سیما کاشانی، زهرا محمدولی، کوکب بداغی پگاه و فاطمه سپهری در ماههای اخیر با اشکال مختلف فشار مستقیم و غیرمستقیم مواجه شدهاند؛ فشاری که به گفته ناظران، هدف آن محدود کردن شبکه حمایت اجتماعی و خاموش کردن روایتهای مستقل از زندانهاست.
درواقع آنچه در مجموعه این گزارشها دیده میشود، یک روند پراکنده و موردی نیست، بلکه ساختاری منسجم از فشار بر زنان در ایران است؛ ساختاری که از بازگشت اجباری به زندان و احکام سنگین آغاز میشود، با محرومیت درمان و بلاتکلیفی ادامه پیدا میکند و در نهایت به فشار بر خانوادهها و حذف اجتماعی زنان معترض و فعال مدنی ختم میشود.