ایرانِ امروز: مذاکره برای جهان، سرکوب و اعدام برای مردم

در روزهایی که ایران در مرکز مذاکرات سیاسی است، اعدام‌ها ادامه دارد و صدای خانواده‌های زندانیان کمتر شنیده می‌شود. زندانیان در انفرادی‌اند و فعالان مدنی همچنان هزینه سرکوب را می‌پردازند، در حالی که حقوق بشر به حاشیه رفته است.

مرکز خبر - امروز سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، در حالی که جهان درگیر تحولات پرشتاب خاورمیانه، تنش‌های نظامی، بحران‌های امنیتی و مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده است، در داخل ایران روند اعدام، سرکوب، بازداشت و نقض گسترده حقوق بشر با سرعت بیشتر تشدید یافته است. تنها طی چهار روز گذشته ده‌ها زندانی در زندان‌های مختلف ایران اعدام شده‌اند؛ برخی بدون اطلاع خانواده، برخی بدون حق آخرین ملاقات و برخی پس از سال‌ها بلاتکلیفی در زندان.

هم‌زمان گزارش‌های متعددی از انتقال زندانیان به سلول‌های انفرادی، جابه‌جایی زندانیان در معرض خطر اعدام بدون اطلاع خانواده‌ها، فشار بر زنان زندانی، دانشجویان، روزنامه‌نگاران و خانواده‌های دادخواه و همچنین کشته شدن شهروندان بلوچ در نتیجه اقدامات نیروهای سپاه پاسداران منتشر شده است.

در شرایطی که جامعه جهانی بارها نسبت به وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرده، بسیاری از فعالان مدنی معتقدند حقوق بشر عملاً به موضوعی فرعی در معادلات سیاسی تبدیل شده است. مذاکرات میان تهران و واشنگتن، نشست‌های دیپلماتیک منطقه‌ای و رایزنی‌های قدرت‌های جهانی عمدتاً بر برنامه هسته‌ای، درگیری‌های منطقه‌ای و مسائل امنیتی متمرکز شده‌اند؛ در حالی که زندانیان، خانواده‌های دادخواه، زنان زندانی و قربانیان اعدام همچنان در حاشیه این گفت‌وگوها باقی مانده‌اند.

 

قزلحصار؛ نماد ماشین اعدام جمهوری اسلامی

در تازه‌ترین موج اجرای احکام اعدام، شمار اعدام‌شدگان زندان قزلحصار کرج به هشت نفر رسید. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، علاوه بر دو زندانی که پیش‌تر خبر اعدام آنان منتشر شده بود، شش زندانی دیگر نیز در این زندان اعدام شدند. هویت این افراد هنوز به طور کامل احراز نشده است.

قزلحصار طی سال‌های گذشته به یکی از شناخته‌شده‌ترین مراکز اجرای احکام اعدام در ایران تبدیل شده است. بسیاری از نهادهای حقوق بشری این زندان را یکی از نمادهای اصلی سیاست کیفری جمهوری اسلامی می‌دانند؛ زندانی که بارها نام آن در گزارش‌های بین‌المللی درباره اعدام‌های گسترده تکرار شده است. افزایش شمار اعدام‌ها در قزلحصار تنها یک آمار نیست، بلکه بخشی از سیاستی سازمان‌یافته برای اعمال فشار اجتماعی و ایجاد فضای ترس در جامعه است.

 

اعدام بدون اطلاع خانواده؛ محرومیت از آخرین حق انسانی

یکی از نگران‌کننده‌ترین ابعاد موج جدید اعدام‌ها، تداوم اجرای احکام بدون اطلاع خانواده‌هاست. در زندان رودان، یک زندانی بلوچ اهل بخش جلگه چاه هاشم شهرستان دلگان بدون اطلاع خانواده و بدون امکان آخرین دیدار اعدام شد. این شهروند بلوچ در سال ۱۴۰۳ بازداشت و سپس از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده بود.

رویدادی مشابه در زندان بیرجند نیز رخ داد. یک زندانی بلوچ ۳۵ ساله اهل روستای الله‌آباد از توابع آزادشهر استان گلستان پس از انتقال به سلول انفرادی، بدون اطلاع خانواده به دار آویخته شد.

محروم کردن زندانی از آخرین ملاقات، صرفاً نقض یک تشریفات اداری نیست؛ بلکه سلب یکی از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی است. بسیاری از خانواده‌ها پس از سال‌ها پیگیری، انتظار و تحمل فشارهای اقتصادی و روانی، حتی فرصت خداحافظی با عزیزان خود را پیدا نمی‌کنند. حق حیات که در ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی به رسمیت شناخته شده، مستلزم رعایت بالاترین استانداردهای دادرسی عادلانه است. با این حال گزارش‌های متعدد نشان می‌دهد که در بسیاری از پرونده‌های منجر به اعدام در ایران، نه تنها این استانداردها رعایت نمی‌شود، بلکه خانواده‌ها نیز از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم می‌شوند.

 

اعدام در سراسر ایران؛ از اصفهان و شیراز تا سنه و زاهدان

بررسی گزارش‌های منتشرشده در روزهای اخیر نشان می‌دهد که دامنه اجرای احکام اعدام تقریباً سراسر ایران را دربر گرفته است. اعدام‌ها در زندان‌های قزلحصار کرج، رودان، سمنان، آمل، عادل‌آباد شیراز، دستگرد اصفهان، بیرجند، بجنورد، الوند همدان، شیروان، سنندج، تبریز، کاشان، یزد، اهواز و زاهدان ثبت شده‌اند.

در میان اعدام‌شدگان، یک شهروند لُر اهل روستای چناران اسدآباد پس از ۲۶ سال زندان در زندان الوند همدان اعدام شد، او بیش از دو دهه از زندگی خود را در زندان گذرانده بود و در مقاطعی حتی اجرای حکم او به تعویق افتاده بود. همچنین یک شهروند کورد اهل شیروان و یک شهروند کورد اهل سنندج نیز اعدام شدند و نیز دو شهروند بلوچ اهل حاجی‌آباد و سرجنگل زاهدان نیز پس از آخرین ملاقات با خانواده‌هایشان در زندان یزد به دار آویخته شدند.

در گزارشی دیگر، اعدام یازده زندانی در زندان‌های اصفهان، شیراز، اهواز، بیرجند، کاشان، سنندج و شیروان ثبت شده است.

این پراکندگی جغرافیایی نشان می‌دهد که اجرای احکام اعدام به سیاستی سراسری تبدیل شده و محدود به استان یا منطقه خاصی نیست.

 

زندانیان در مسیر نامعلوم؛ انتقال‌های ناگهانی و نگرانی خانواده‌ها

هم‌زمان با افزایش اعدام‌ها، گزارش‌های فراوانی از انتقال زندانیان به زندان‌های دیگر یا سلول‌های انفرادی منتشر شده است. در بسیاری از موارد خانواده‌ها روزها و حتی هفته‌ها از محل نگهداری عزیزان خود اطلاعی ندارند. این وضعیت برای زندانیان سیاسی و عقیدتی و همچنین زندانیانی که در معرض خطر اعدام قرار دارند، به مراتب نگران‌کننده‌تر است.

خانواده‌های زندانیان بارها هشدار داده‌اند که انتقال ناگهانی زندانیان در ایران اغلب مقدمه اجرای حکم اعدام است. همین مسئله سبب شده بسیاری از خانواده‌ها هر تماس تلفنی ناشناس یا هر خبر مربوط به انتقال زندانی را به منزله احتمال اجرای حکم تلقی کنند. این وضعیت را نوعی شکنجه روانی علیه خانواده‌ها می‌دانند؛ خانواده‌هایی که در بی‌خبری مطلق زندگی می‌کنند.

 

دانشجویان؛ از اعتراضات خیابانی تا احکام اعدام

در میان پرونده‌های اخیر، وضعیت دانشجوی متولد ۱۳۷۷ و از بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۱ توجه گسترده‌ای را جلب کرده است. او پس از صدور حکم اعدام از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران وارد مرحله حساسی شده است. خانواده و وکلای این دانشجو معتقدند که میان اقدامات منتسب به او و مجازات تعیین‌شده تناسبی وجود ندارد و روند رسیدگی قضایی نیز با ابهامات متعدد همراه بوده است. پرونده او تنها یکی از ده‌ها پرونده‌ای است که پس از اعتراضات سراسری تشکیل شده‌اند؛ اعتراضاتی که به یکی از گسترده‌ترین چالش‌های سیاسی جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر تبدیل شد.

 

زنان؛ هدف دائمی سرکوب ساختاری

در کنار موج اعدام‌ها، فشار بر زنان همچنان ادامه دارد. زنان زندانی سیاسی در زندان‌های مختلف کشور با محدودیت‌های گسترده در دسترسی به درمان، تماس با خانواده، مرخصی و امکانات اولیه روبه‌رو هستند.

بسیاری از آنان تنها به دلیل فعالیت‌های مدنی، دفاع از حقوق زنان، مخالفت با حجاب اجباری یا فعالیت‌های رسانه‌ای بازداشت شده‌اند. هم‌زمان دانشجویان زن در دانشگاه‌های مختلف کشور با احکام تعلیق، محرومیت از تحصیل، احضار به کمیته‌های انضباطی و فشارهای امنیتی مواجه‌اند. جمهوری اسلامی پس از اعتراضات «ژن، ژیان، ئازادی» تلاش کرده است با افزایش فشارها، نقش زنان در عرصه عمومی و مدنی را محدود کند.

 

روزنامه‌نگاران؛ روایتگران تحت تعقیب

روزنامه‌نگاران نیز همچنان از اصلی‌ترین اهداف دستگاه‌های امنیتی محسوب می‌شوند. احضار، بازداشت، ممنوعیت فعالیت حرفه‌ای، تهدید خانواده‌ها و تشکیل پرونده‌های قضایی علیه خبرنگاران طی سال‌های اخیر به امری عادی تبدیل شده است.

بسیاری از روزنامه‌نگاران مستقل یا مجبور به ترک ایران شده‌اند یا در فضای شدید سانسور و خودسانسوری فعالیت می‌کنند.

کارشناسان معتقدند محدود کردن رسانه‌ها یکی از ابزارهای اصلی حکومت برای پنهان نگه داشتن ابعاد واقعی سرکوب و اعدام‌هاست.

 

خانواده‌های دادخواه؛ صدایی که حکومت می‌خواهد خاموش کند

خانواده‌های دادخواه همچنان تحت شدیدترین فشارها قرار دارند. خانواده قربانیان اعتراضات، اعدام‌ها و کشته‌شدگان بازداشتگاه‌ها بارها با احضار، بازجویی، بازداشت و تهدید روبه‌رو شده‌اند. در موارد متعدد نیروهای امنیتی مانع برگزاری مراسم سالگرد یا تجمعات یادبود شده‌اند. برخی خانواده‌ها نیز برای تحویل گرفتن پیکر عزیزان خود با محدودیت‌ها و شروط امنیتی مواجه شده‌اند. این سیاست تنها به یک دوره زمانی محدود نیست و در پرونده‌های مختلف طی سال‌های گذشته تکرار شده است.

 

سراوان؛ مرگی دیگر بر اثر مین‌های سپاه

در شهرستان سراوان نیز یک سوختبر بلوچ اهل منطقه گشت جان خود را بر اثر انفجار مین از دست داد.

او در مسیر فرعی اسفندک در حال تردد بود که روی مین کارگذاشته‌شده توسط سپاه پاسداران رفت و جان باخت. پیکر او دو روز بعد توسط اهالی منطقه پیدا شد.

ساکنان محلی می‌گویند بسیاری از مناطق محل تردد عشایر، دامداران، سوختبران و شهروندان عادی بدون هشدارگذاری مناسب مین‌گذاری شده‌اند.

این مین‌ها طی سال‌های گذشته قربانیان بسیاری گرفته‌اند؛ قربانیانی که اغلب نام آنان هرگز در رسانه‌های رسمی منتشر نمی‌شود.

 

سازمان ملل هشدار می‌دهد؛ اما جهان گوش نمی‌دهد

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، اعلام کرده است که جمهوری اسلامی از آغاز سال ۲۰۲۶ تاکنون دست‌کم ۴۰ نفر را با اتهامات امنیتی اعدام کرده است.

بر اساس این گزارش، دست‌کم ۱۸ نفر از اعدام‌شدگان از معترضان بوده‌اند.

او همچنین نسبت به افزایش بازداشت‌ها، محدودیت آزادی بیان، فشار بر فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران و خانواده‌های دادخواه هشدار داده است.

با این حال، بسیاری از فعالان حقوق بشر معتقدند که هشدارهای بین‌المللی تاکنون نتوانسته مانع ادامه روند اعدام‌ها شود.

 

حقوق بشر؛ قربانی بزرگ مذاکرات سیاسی

همزمان با تشدید سرکوب داخلی، موضوع حقوق بشر همچنان غایب بزرگ مذاکرات میان ایران و آمریکا باقی مانده است.

در هفته‌ها و ماه‌های اخیر تقریباً تمام تمرکز طرفین بر برنامه هسته‌ای، تحولات نظامی منطقه، تنش‌های امنیتی و آینده روابط سیاسی متمرکز بوده است. در این میان، سرنوشت زندانیان سیاسی، زنان زندانی، دانشجویان، روزنامه‌نگاران، خانواده‌های دادخواه و قربانیان اعدام کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

جمهوری اسلامی به خوبی دریافته است که جامعه جهانی در شرایط فعلی اولویت‌های دیگری دارد و همین مسئله فضای بیشتری برای ادامه سرکوب داخلی فراهم کرده است.

 

ایران ۲۰۲۶؛ میان بحران خارجی و سرکوب داخلی

آنچه امروز در ایران جریان دارد، صرفاً مجموعه‌ای از پرونده‌های جداگانه نیست.

اعدام‌های گسترده، انتقال مخفیانه زندانیان، فشار بر زنان، سرکوب دانشجویان، محدودیت روزنامه‌نگاران، تهدید خانواده‌های دادخواه، کشته شدن شهروندان بلوچ و بی‌توجهی جامعه جهانی به این روند، همگی اجزای یک تصویر بزرگ‌تر هستند.

تصویری از کشوری که همزمان با بحران‌های منطقه‌ای و فشارهای بین‌المللی، با بحران عمیق حقوق بشر نیز مواجه است؛ بحرانی که قربانیان آن هر روز بیشتر می‌شوند، اما صدای آنان کمتر شنیده می‌شود.

در چنین شرایطی، پرسش اساسی همچنان پابرجاست که تا چه زمانی اعدام، سرکوب و نقض حقوق بشر در ایران در سایه جنگ‌ها، مذاکرات و ملاحظات سیاسی جهانی نادیده گرفته خواهد شد؟