ثبت ۳۴ مورد قتل و مرگ مشکوک زنان در اقلیم باشور کوردستان در کمتر از هفت ماه
از فوریه تا ۲۳ ژوئیه، دستکم ۳۴ مورد قتل، مرگ مشکوک یا مرگ ناشی از خشونت علیه زنان در اقلیم باشور کوردستان ثبت شده است.
هیلین احمد
سلیمانی- هر سال در خانهها، روستاهای دورافتاده، شهرهای بزرگ و حتی فضاهای عمومی، زنانی به دست همسر، پدر، برادر، بستگان نزدیک یا مردانی که پیشتر با آنان رابطه داشتهاند، کشته میشوند. در بسیاری از موارد، این قتلها در خاورمیانه با عنوانهایی مانند «حفظ آبرو»، «ناموس» یا «اختلاف خانوادگی» توجیه میشوند؛ در حالی که ریشه بسیاری از آنها در نابرابری جنسیتی، فرهنگ مردسالار و مصونیت عاملان از مجازات است.
گزارشهای نهادهای بینالمللی نشان میدهد شمار قابلتوجهی از قتل زنان هرگز به دادگاه نمیرسد و برخی پروندهها بهعنوان خودکشی یا حادثه ثبت میشوند. فشارهای خانوادگی و اجتماعی نیز باعث میشود برخی خانوادهها واقعیت را پنهان کنند. در اقلیم باشور کوردستان و عراق نیز هر سال موارد متعددی از قتل زنان خبرساز میشود، اما بسیاری از پروندهها پس از مدتی از افکار عمومی دور شده و سرنوشت قضایی آنها روشن نمیشود.
بر اساس آمار گردآوریشده از سوی ما از فوریه تا ۲۳ ژوئیه، دستکم ۳۴ مورد قتل، مرگ مشکوک یا مرگ ناشی از خشونت علیه زنان و دختران در اقلیم باشور کوردستان ثبت شده است. این موارد شامل قتل زنان به دست همسر، پدر، برادر و دیگر بستگان، مرگهای مشکوک بر اثر اصابت گلوله، سقوط از ارتفاع، غرقشدن، سوختگی و آتشسوزی، مسمومیت، اسیدپاشی و حوادث مشکوک بوده است. در میان قربانیان، دختران و زنان در گروههای سنی مختلف، از جمله یک کودک سهساله، دختران نوجوان ۱۳، ۱۴، ۱۵، ۱۷ و ۱۸ ساله و زنان ۱۹ تا ۴۱ ساله دیده میشوند. در برخی موارد، اجساد زنان در رودخانهها، مناطق کوهستانی و مکانهای دورافتاده پیدا شده و علت مرگ همچنان مشکوک یا نامشخص گزارش شده است. همچنین در شماری از پروندهها، زنان پیش از مرگ از سوی همسر یا اعضای خانواده تهدید شده بودند. این موارد در شهرها و مناطق مختلفی از جمله هولیر، کرکوک، دهوک، سلیمانی، رانیه، سیدصادق، حلبجه، رواندز، زاخو، سوران، کفری و مناطق اطراف گزارش شدهاند. در کنار این موارد، یک مورد اسیدپاشی به زن ۳۸ ساله و مادر سه فرزند نیز ثبت شده که به سوختگی شدید بخش بزرگی از بدن او منجر شده است. این آمار، با توجه به وجود موارد ثبتنشده و مرگهایی که ممکن است تحت عنوان خودکشی یا حادثه گزارش شده باشند، میتواند تنها بخشی از ابعاد واقعی خشونت مرگبار علیه زنان در این مناطق را نشان دهد.
ریشههای قتل زنان؛ از «ناموس» تا سلطه مردسالارانه
قتل زنان در خاورمیانه صرفاً نتیجه خشم یا یک اختلاف لحظهای نیست، بلکه اغلب محصول ساختاری اجتماعی و فرهنگی است که طی دههها شکل گرفته است. در برخی موارد، عامل قتل تصور میکند خانواده، جامعه یا حتی قانون بهنوعی رفتار او را توجیه میکند. باور به اینکه «ناموس خانواده» به رفتار زنان وابسته است، باعث میشود انتخاب همسر، درخواست طلاق یا حتی رد یک ازدواج از سوی زن، بهعنوان تهدیدی علیه آبروی خانواده تلقی شود.
اما «ناموس» نباید بهانهای برای قتل انسان باشد. آنچه با این عنوان توجیه میشود، در بسیاری از موارد تلاشی برای حفظ سلطه مرد بر زن است. فرهنگ مردسالار نیز از کودکی، پسر را صاحب اختیار و دختر را موظف به اطاعت تربیت میکند و این نابرابری میتواند در بزرگسالی به خشونت منجر شود.
در بسیاری از پروندهها، قتل نقطه پایانی یک روند طولانی از خشونت است؛ خشونت جسمی، روانی، اقتصادی یا جنسی، تحقیر، محدودکردن رفتوآمد، جلوگیری از تحصیل یا کار و قطع ارتباط زن با خانواده و دوستان. بسیاری از زنان پیش از کشتهشدن، بارها با تهدید و خشونت روبهرو بودهاند، اما ترس از انتقام، نبود حمایت قانونی و نداشتن مکان امن باعث میشود شکایتهای آنان به نتیجه نرسد.
جدایی و رد رابطه؛ عاملی برای تشدید خشونت
در سالهای اخیر، موارد زیادی از قتل زنان پس از درخواست جدایی یا پایاندادن به یک رابطه رخ داده است. برخی مردان نمیتوانند تصمیم زن برای پایان رابطه را بپذیرند و از دستدادن کنترل و قدرت را نوعی تحقیر تلقی میکنند. این احساس گاه به خشونت و در نهایت قتل منجر میشود.
در برخی پروندهها، فشار خانواده و اطرافیان نیز در این روند نقش دارد و حتی ممکن است مرد را برای انجام خشونت تحت فشار قرار دهد. در چنین شرایطی، جامعه بهصورت غیرمستقیم میتواند به بازتولید خشونت کمک کند. افزایش آگاهی حقوقی، آموزش و فرهنگسازی از مهمترین راههای مقابله با این چرخه است. رسانهها نیز باید با دقت و مسئولیتپذیری درباره قتل زنان گزارش دهند و از تقلیل این جنایتها به «اختلاف خانوادگی» خودداری کنند.
چگونه قتل زنان پنهان میشود؟
با افزایش روشهای علمی کشف جرم و سختترشدن قوانین در برخی کشورها، برخی عاملان تلاش میکنند قتل را بهگونهای جلوه دهند که یک جنایت به نظر نرسد. خودکشی، حادثه، سقوط از ارتفاع، تصادف، آتشسوزی یا مرگ طبیعی از جمله روایتهایی هستند که ممکن است برای پنهانکردن قتل مورد استفاده قرار گیرند.
در برخی پروندهها صحنهای ساخته میشود که نشان دهد قربانی خودکشی کرده است؛ در موارد دیگر، آتشسوزی برای از بین بردن شواهد یا مرگ بر اثر حادثه طراحی میشود. همچنین ممکن است قتل به شکل سقوط یا تصادف جلوه داده شود، در حالی که بررسی پزشکی قانونی و شواهد صحنه با این روایت مطابقت ندارد. مسمومیت نیز یکی دیگر از روشهایی است که ممکن است در ابتدا بهعنوان مرگ طبیعی تفسیر شود. از بین بردن تلفن همراه، دوربینهای مداربسته، سلاح یا سایر شواهد نیز از اقداماتی است که میتواند روند کشف حقیقت را دشوار کند.
تأثیر پنهانسازی بر تحقیقات و عدالت
این شیوهها روند تحقیقات پلیس و دادگاه را پیچیده میکند و گاهی پروندهها ماهها یا سالها در انتظار تکمیل مدارک باقی میمانند. برای مقابله با این وضعیت، حضور سریع پلیس و پزشکی قانونی در صحنه، حفظ علمی شواهد و رسیدگی مستقل و سریع قضایی ضروری است. ضعف در این روند میتواند به عاملان فرصت دهد از خلأهای موجود در نظام قضایی استفاده کرده و از مجازات فرار کنند.
نقش جامعه در مقابله با قتل زنان
در سالهای اخیر، آگاهی عمومی درباره قتل زنان در خاورمیانه افزایش یافته و رسانهها، شبکههای اجتماعی و سازمانهای مدنی در آشکارشدن بسیاری از پروندهها نقش داشتهاند. با این حال، در برخی مناطق همچنان ترس از سخنگفتن، فشار خانواده و باورهای سنتی باعث میشود پروندهها بدون شکایت یا تحقیقات کامل مختومه شوند.
مقابله با قتل زنان تنها با مجازات عاملان ممکن نیست و به تغییر نگرش اجتماعی نیز نیاز دارد. مدارس، دانشگاهها، رسانهها و نهادهای اجتماعی و دینی میتوانند با افزایش آگاهی درباره حقوق زنان و مقابله با فرهنگ خشونت نقش مهمی ایفا کنند. زمانی که قتل زنان بهعنوان یک جنایت جدی علیه انسان و نه یک «مسئله خانوادگی» دیده شود، گامی مهم برای پایاندادن به این چرخه برداشته خواهد شد.
یکی از مشکلات مهم، طولانیشدن روند رسیدگی قضایی است. کمبود مدارک، طولانیشدن تحقیقات، نبود شاهد یا تراکم پروندهها در دادگاهها میتواند رسیدگی را به تأخیر بیندازد. این تأخیر علاوه بر افزایش رنج خانواده قربانیان، اعتماد عمومی به عدالت را کاهش میدهد. اصلاح نظام قضایی، تقویت ظرفیت دادگاهها، بهبود تحقیقات و حفاظت از شواهد، در کنار رعایت حقوق متهمان و قربانیان، برای رسیدگی عادلانه و جلوگیری از تکرار این جنایتها ضروری است.