از زاگرس تا «ژن، ژیان، آزادی» مقاومت هزارساله زنان(۳)

مبارزه زنان در روژهلات کوردستان با شعار «ژن، ژیان، آزادی» به یک جنبش تأثیرگذار منطقه‌ای و جهانی تبدیل شده و زنان در آن بر خوددفاعی، سازمان‌یابی و جامعه دموکراتیک تأکید دارند.

روژبین دنیز

مرکز خبر- مبارزه آزادی‌خواهانه زنان در روژهلات کوردستان، تنها یک جنبش سیاسی شکل‌گرفته حول محور حقوق ملی نیست؛ بلکه به‌عنوان تلاشی فراگیر برای دگرگونی اجتماعی در برابر نظام دولت‌محور مردسالار، سلطه جنسیتی و ساختارهای متمرکز قدرت نیز مطرح است. اعتراض‌ها به سیاست‌های کنترلی جمهوری اسلامی ایران بر بدن و هویت زنان، به‌مرور از سطح مطالبات فردی فراتر رفت و به یک پارادایم جمعی آزادی تبدیل شد. این مبارزه که حول شعار «ژن، ژیان، آزادی» (زن، زندگی، آزادی) شکل گرفته است، با تکیه بر خودسازمان‌دهی زنان، خوددفاعی، درک جامعه دموکراتیک و ایده زندگی جمعی، الگوی تازه‌ای از سازمان‌یابی اجتماعی را ارائه کرده است.

سازمان‌های زنان، ساختارهای زنانه در نیروهای مبارزاتی و پلتفرم‌های مختلف زنان در روژهلات کوردستان نشان داده‌اند که زنان نه‌تنها در زندگی اجتماعی، بلکه در مقاومت سیاسی و بازسازی اجتماعی نیز به نیروی پیشرو تبدیل شده‌اند. خیزش اجتماعی گسترده‌ای که پس از قتل حکومتی ژینا امینی از روژهلات کوردستان به ایران و همچنین به سراسر جهان گسترش یافت نیز نشان داد که مبارزه آزادی زنان دیگر از مرزهای منطقه‌ای فراتر رفته و به یک پویایی تاریخی برای تغییر و تحول بدل شده است.

 

انقلاب اسلامی ایران و آنچه در انتظار زنان بود

انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ در ابتدا از سوی بسیاری از اقشار اجتماعی به‌عنوان جنبشی برای آزادی و عدالت در برابر نظام پادشاهی مورد حمایت قرار گرفت، اما جمهوری اسلامی که پس از انقلاب شکل گرفت، برای زنان آغازگر دوره‌ای تازه از فشار و محدودیت بود. بسیاری از حقوق قانونی و اجتماعی که زنان در دوران حکومت شاه به دست آورده بودند، لغو شد. حضور زنان در عرصه عمومی دوباره محدود شد و بدن زن به یکی از اصلی‌ترین حوزه‌های کنترل سیاسی اسلام‌گرایان تبدیل شد.

بلافاصله پس از انقلاب، آیت‌الله خمینی اعلام کرد که زنان در نهادهای دولتی باید حجاب داشته باشند. این اظهارات به‌ویژه در میان زنان شهری و تحصیل‌کرده واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخت. در ۸ مارس ۱۹۷۹، هم‌زمان با روز جهانی زن، هزاران زن در تهران و دیگر شهرها علیه حجاب اجباری دست به تظاهرات زدند. آنان با شعارهایی چون «آزادی نه شرقی است نه غربی، جهانی است» و «انقلاب نکردیم که به عقب برگردیم» به خیابان‌ها آمدند. اما این اعتراض‌ها در مدت کوتاهی تحت فشار نیروهای حکومتی و جریان‌های محافظه‌کار سرکوب شد.

حکومت جدید به‌ویژه در حوزه حقوق خانواده، قوانین اسلامی را دوباره به اجرا گذاشت. حق طلاقی که زنان در دوره پهلوی به دست آورده بودند محدود شد، حضانت کودکان عمدتاً به مردان واگذار شد و ارزش شهادت زنان در دادگاه‌ها نصف مردان در نظر گرفته شد. سن ازدواج کاهش یافت و حضور زنان در بسیاری از مشاغل نیز محدود شد.

حجاب اجباری تنها یک مقررات پوشش نبود؛ بلکه به معنای کنترل سیاسی و ایدئولوژیک بر بدن زنان بود. حکومت از طریق مفاهیمی مانند «اخلاق» و «جامعه اسلامی»، بر پوشش، ظاهر، بدن و حضور اجتماعی زنان نظارت کرد و برای این منظور نهادهایی چون گشت ارشاد و سازوکارهای مختلف کنترلی ایجاد شد. به‌ویژه زنان جوان به‌طور مداوم تحت فشار و نظارت قرار گرفتند.

با این حال، زنان ایران در هیچ دوره‌ای به‌طور کامل از عرصه عمومی کنار نرفتند. آنان در دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، تشکل‌های زیرزمینی، فعالیت‌های حقوق بشری و زندگی روزمره، اشکال گوناگونی از مقاومت را توسعه دادند. نرخ تحصیلات زنان در ایران همچنان افزایش یافت و در بسیاری از دوره‌ها شمار دانشجویان زن از مردان پیشی گرفت. اما افزایش جمعیت زنان تحصیل‌کرده، شکاف و تضاد میان زنان و حکومت را آشکارتر کرد.

زنان از یک‌سو ناچار بودند در چارچوب محدودیت‌های تعیین‌شده از سوی نظام زندگی کنند و از سوی دیگر، همواره در جست‌وجوی راه‌هایی برای عبور از این محدودیت‌ها بودند. به‌ویژه در عرصه‌های روزنامه‌نگاری، ادبیات، سینما و دانشگاه، حضور زنان پررنگ‌تر شد. افزایش شمار فیلمسازان زن و روایت‌های زن‌محور در سینمای ایران نیز یکی از بازتاب‌های فرهنگی این دگرگونی اجتماعی به شمار می‌رود.

 

دختران خیابان انقلاب

یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های نافرمانی مدنی زنان در سال‌های اخیر در ایران، جنبش «دختران خیابان انقلاب» بود. در دسامبر ۲۰۱۷، زنی در خیابان انقلاب تهران روسری خود را برداشت و آن را بر سر چوبی در فضای عمومی به اهتزاز درآورد و به حجاب اجباری اعتراض کرد. تصویر این اقدام به‌سرعت در سراسر کشور منتشر شد و زنان دیگری نیز به اقدامات مشابه دست زدند.

زنان با برداشتن روسری‌های خود در فضاهای عمومی، اعتراض‌های خاموشی را سازمان دادند. حکومت با این اقدامات برخوردی سخت‌گیرانه داشت؛ شمار زیادی از زنان بازداشت شدند، احکام زندان دریافت کردند و تلاش شد در افکار عمومی بی‌اعتبار شوند. با این حال، «دختران خیابان انقلاب» به نمادی از مخالفت زنان ایران نه‌تنها با محدودیت‌های حقوقی، بلکه با هرگونه کنترل بر بدن و سبک زندگی آنان تبدیل شد.

 

تضاد بنیادین میان زنان و دولت در ایران

یکی از اصلی‌ترین تضادهای مبارزه زنان در ایران، نگاه حکومت به بدن زن به‌عنوان حامل ایدئولوژی نظام است. اینکه زنان چگونه لباس بپوشند، چگونه رفتار کنند، در چه عرصه‌هایی حضور داشته باشند یا نداشته باشند، مستقیماً به موضوعی سیاسی تبدیل شده است. از این‌رو، هر گامی که زنان برای دستیابی به آزادی برمی‌دارند، تنها یک مطالبه فردی نیست، بلکه اعتراضی اجتماعی علیه ساختار ایدئولوژیک حاکم نیز محسوب می‌شود.

زنان ایرانی از یک سو با سیاست‌های محدودکننده اسلام سیاسی مواجه‌اند و از سوی دیگر با اشکال متفاوت سلطه بر بدن زن در چارچوب مدرنیته سرمایه‌داری روبه‌رو هستند. این وضعیت موجب شده است که جنبش زنان در ایران تنها به دنبال برابری حقوقی نباشد، بلکه مطالبات گسترده‌تری در زمینه رهایی اجتماعی، فرهنگی و ذهنی را نیز مطرح کند.

امروزه مبارزه زنان در ایران از مخالفت با حجاب اجباری تا دفاع از آزادی بیان، حق آموزش و مشارکت سیاسی را دربرمی‌گیرد. این مبارزه تنها یک مسئله داخلی نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین تجربه‌های جنبش آزادی زنان در خاورمیانه تبدیل شده است.

 

فمینیسم اسلامی

گروهی از زنان در ایران با تکیه بر استدلال‌های دینی برای برابری جنسیتی مبارزه می‌کنند. آنان معتقدند قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان نه از اسلام، بلکه از تفسیرهای مردسالارانه از اسلام سرچشمه می‌گیرد.

جنبش فمینیسم اسلامی در ایران از سال ۱۹۹۲ و با تأسیس مجله «زنان» توسط شهلا شرکت آغاز شد. این مجله تا زمان توقیف آن در سال ۲۰۰۸ منتشر می‌شد. بسیاری از نویسندگان و فعالان این جریان، اگرچه فمینیسم و اسلام را ذاتاً سازگار نمی‌دانستند، اما استفاده از ظرفیت‌های تفسیری درون دین را روشی راهبردی برای دفاع از حقوق زنان تلقی می‌کردند.

در ایران و به‌طور کلی خاورمیانه، از دهه ۱۹۷۰ به بعد، محافل دانشگاهی و روشنفکری نقش مهمی در شکل‌گیری مبانی نظری فمینیسم اسلامی ایفا کردند. مدافعان این رویکرد، که عمدتاً از میان روشنفکران مسلمان، پژوهشگران علوم اجتماعی و فعالان فمینیست مسلمان بودند، بر این باورند که اسلام در ذات خود مدافع برابری زن و مرد است و آنچه موجب تبعیض شده، تفسیرهای مردسالارانه از متون دینی است.

فمینیست‌های مسلمان ضمن نقد سنت‌های فقهی مردمحور، به حاشیه‌راندن نقش تاریخی زنان در جوامع اسلامی و انحصار دانش دینی در دست مردان اعتراض دارند. برخی از آنان به دلیل بار معنایی واژه «فمینیسم» در غرب، ترجیح می‌دهند از اصطلاح «اصلاح‌طلبی زنان» یا «زن‌گرایی اصلاحی» استفاده کنند.

 

دو دام؛ اسارت و مدرنیته

در سال‌های اخیر، با وجود فشارهای فزاینده حکومت، شمار بیشتری از زنان ایرانی اعتراض خود را آشکار کرده‌اند. در دسامبر ۲۰۱۷، زنی در خیابان انقلاب تهران روسری سفید خود را بر سر چوبی به اهتزاز درآورد. این اقدام الهام‌بخش ده‌ها و سپس صدها زن دیگر شد که در سال ۲۰۱۸ با برداشتن روسری‌های خود به حجاب اجباری اعتراض کردند. این زنان بعدها با عنوان «دختران خیابان انقلاب» شناخته شدند.

در دوره‌ای دیگر نیز زنان با انتشار گسترده ویدئوهای رقص بدون حجاب در شبکه‌های اجتماعی، اعتراض خود را به محدودیت‌های حکومتی نشان دادند.

همچنین کمپین رسانه‌ای «نوبت مردان است» (#itsmensturn) شکل گرفت که در آن مردان به‌صورت نمادین اعلام می‌کردند حقوقی را که جمهوری اسلامی از زنان سلب کرده، به همسران خود بازمی‌گردانند. جرقه این کمپین زمانی زده شد که نیلوفر اردلان، کاپیتان تیم ملی فوتسال زنان ایران، به دلیل مخالفت همسرش نتوانست برای شرکت در مسابقات بین‌المللی از کشور خارج شود؛ زیرا تمدید گذرنامه او نیازمند رضایت همسر بود.

از سوی دیگر، موضوع زیبایی‌شناسی و تأثیرات مدرنیته سرمایه‌داری نیز در ایران محل بحث است. در حالی که حکومت تلاش می‌کند با سیاست‌های اجباری بر بدن زنان کنترل اعمال کند، برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهد ایران از جمله کشورهایی است که زنان در آن بیشترین هزینه را برای لوازم آرایشی صرف می‌کنند و جراحی زیبایی بینی در آن بسیار رایج است. همچنین ایران از کشورهایی است که با نرخ بالای خودکشی زنان مواجه است.

در عین حال، زنان ایرانی در عرصه آموزش و فعالیت اجتماعی دستاوردهای قابل توجهی داشته‌اند. امروزه حدود دوسوم دانشجویان دانشگاه‌ها را زنان تشکیل می‌دهند و یک‌سوم دارندگان مدرک دکتری زن هستند. شمار استادان زن دانشگاه‌ها رو به افزایش است و بیش از ۳۰۰ ناشر زن در کشور فعالیت می‌کنند. زنان حدود یک‌سوم نیروی کار را تشکیل می‌دهند و در مشاغلی مانند رانندگی تاکسی نیز حضور دارند. نرخ باسوادی زنان به حدود ۸۰ درصد رسیده و زنان در مجلس شورای اسلامی نیز دارای نمایندگی هستند.

 

سازمان‌ها و نیروهای زن کورد

«نینا» (سازمان آزادی زنان کوردستان) یکی از تشکل‌هایی است که در سال‌های اخیر نقش فعالی در مبارزه آزادی‌خواهانه زنان در روژهلات کوردستان (روژهلات کوردستان) ایفا کرده است.

«افق زن کورد» یا سازمان زنان کومله، به‌عنوان شاخه زنان جنبش کومله، به‌ویژه پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران حضور پررنگ‌تری پیدا کرد. تشکل‌های زنان کومله از دهه ۱۹۸۰ فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود را در روژهلات کوردستان آغاز کردند. هدف این تشکل‌ها، از یک‌سو مشارکت فعال زنان کورد در مبارزه برای آزادی ملی و از سوی دیگر دفاع از حقوق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زنان در برابر مناسبات مردسالارانه بود.

در ساختار کومله، زنان پیشمرگه نیز حضور داشتند، اما به‌طور کلی نیروهای زن پیشمرگه هیچ‌گاه نتوانستند در حوزه دفاعی به ساختاری کاملاً مستقل دست یابند. این تشکل‌ها به دلیل فشارها و سرکوب حکومت جمهوری اسلامی، عمدتاً به‌صورت مخفیانه فعالیت کرده و بخش مهمی از فعالیت‌های خود را از طریق اقلیم باشور کوردستان پیش برده‌اند.

«سازمان مبارزه زنان کوردستان ایران» نیز با هدف پیوند دادن مبارزه آزادی ملی با مبارزه برای آزادی زنان در برابر نظام مردسالار تأسیس شد. این سازمان نیز عمدتاً فعالیت‌های خود را به‌صورت مخفیانه دنبال کرده و خارج از روژهلات کوردستان مستقر بوده است.

اتحادیه زنان دموکرات کوردستان ایران نیز یکی از تشکل‌های زنان وابسته به حزب دموکرات کوردستان ایران (پ.د.ک.ا) محسوب می‌شود. اگرچه درباره زمان دقیق تأسیس آن روایت‌های متفاوتی وجود دارد، اما به‌طور کلی شکل‌گیری سازمان‌یافته آن به دهه ۱۹۸۰ و دوران تشدید فشارهای جمهوری اسلامی بر مناطق کوردنشین نسبت داده می‌شود.

 

کژار و سازمان‌یابی زنان

جامعه زنان آزاد روژهلات کوردستان(کژار)، یکی از مهم‌ترین سازمان‌های زنان در روژهلات کوردستان است. این تشکل با هدف گسترش آزادی زنان، ترویج مفهوم جامعه دموکراتیک و تقویت مبارزه سازمان‌یافته زنان کورد تأسیس شده است.

تأسیس کژار معمولاً به سال ۲۰۱۴ نسبت داده می‌شود. این سازمان فعالیت خود را بر مبنای پارادایم «ژن، ژیان، آزادی» (زن، زندگی، آزادی) پیش می‌برد و تلاش می‌کند خودسازمان‌دهی زنان را گسترش دهد، مبارزه با نظام دولت‌محور مردسالار را تقویت کند و فلسفه «زن، زندگی، آزادی» را در جامعه نهادینه سازد.

در پیرامون کژار، ساختارهای دفاعی زنان نیز شکل گرفته‌اند که هدف آن‌ها سازمان‌دهی زنان نه‌تنها در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی، بلکه در حوزه دفاع از خود بوده است. در همین چارچوب، نیروی مدافع زنان(ه.پ.ژ) به‌عنوان نخستین ساختار دفاعی مستقل زنان کورد در روژهلات کوردستان ایجاد شد.

(ه.پ.ژ) که بیش از دو دهه تجربه فعالیت مبارزاتی دارد، همراه با یگان‌های مدافع روژهلات کوردستان (ی.ر.ک) در مناطق کوهستانی و روستایی سازمان‌دهی شده و فعالیت می‌کند.

 

«زن، زندگی، آزادی»؛ پارادایم زنان

امروزه در ایران، تبدیل شدن موی سر یا حتی صدای یک زن به «مسئله امنیت ملی» را می‌توان بازتاب هراس ساختارهای ریشه‌دار مردسالار از حضور و قدرت زنان دانست؛ ساختارهایی که پیشینه آن‌ها از دوران باستان تا امروز امتداد یافته است.

قدرت‌های سیاسی به‌خوبی می‌دانند که بدون حذف یا محدود کردن زنان در عرصه عمومی، کنترل کامل جامعه امکان‌پذیر نیست. از این رو، هرگونه فشار بر هویت و موجودیت زنان را می‌توان دخالتی مستقیم در ظرفیت آزادی‌خواهانه جامعه تلقی کرد.

در طول تاریخ، هرچه ساختارهای دولتی و قدرت‌های متمرکز تقویت شده‌اند، جایگاه اجتماعی زنان نیز بیشتر تضعیف شده است. همچنین نهادهای دینی و تفسیرهای الهیاتی در بسیاری از دوره‌ها به ابزاری برای کنترل و مالکیت بر زنان تبدیل شده‌اند.

در مقابل، فرهنگ زاگرس توانسته است عناصر آزادی‌خواهانه مرتبط با زنان را از طریق هنر، بافندگی، تاریخ شفاهی و نمادهای اسطوره‌ای حفظ و منتقل کند.

در جغرافیای زاگرس، شعار «ژن، ژیان، آزادی» صرفاً یک شعار سیاسی نیست، بلکه به فلسفه‌ای برای زندگی و خطی از مقاومت اجتماعی تبدیل شده است. پس از قتل حکومتی ژینا امینی، خیزشی اجتماعی از روژهلات کوردستان آغاز شد و به سراسر ایران، منطقه و جهان گسترش یافت.

جنبشی که حول محور «زن، زندگی، آزادی» شکل گرفت، به یکی از بزرگ‌ترین اعتراض‌های اجتماعی تاریخ معاصر ایران تبدیل شد؛ اعتراضی که در آن زنان با مطالبات مشترک آزادی‌خواهانه به میدان آمدند.

این روند نشان می‌دهد که اندیشه آزادی زنان صرفاً یک مطالبه سیاسی معاصر نیست، بلکه بر سنتی طولانی از مقاومت تاریخی در میان جوامع زاگرس و بین‌النهرین استوار است. تجربه‌های تاریخی نیز نشان می‌دهد در دوره‌هایی که روابط اجتماعی ماهیتی جمعی‌تر و مشارکتی‌تر داشته‌اند، زنان از جایگاه اجتماعی بالاتری برخوردار بوده‌اند.

از این منظر، الگوی «زن، زندگی، آزادی» که در تجربه روژاوا نیز نمود یافته است، به‌عنوان بازتابی معاصر از این میراث تاریخی ارزیابی می‌شود. پارادایم جامعه دموکراتیک، زیست‌محیطی و مبتنی بر آزادی زنان، از نظر فکری و اجتماعی پیوندهای عمیقی با مبارزات زنان در روژهلات کوردستان دارد.

 

پلتفرم زنان روژهلات کوردستان- ژینا

پنج سازمان فعال زنان در روژهلات کوردستان در قالب «پلتفرم زنان روژهلات کوردستان-ژینا» گرد هم آمده‌اند. هدف این پلتفرم، پیوند دادن مبارزه ملی با مبارزه برای آزادی زنان و ایجاد اراده‌ای جمعی و شبکه‌ای از همبستگی میان زنان روژهلات است.

سازمان آزادی زنان کوردستان (نینا)، افق زن کورد (سازمان زنان کومله)، سازمان مبارزه زنان کوردستان ایران، اتحادیه زنان دموکرات کوردستان ایران و جامعه زنان آزاد روژهلات کوردستان (کژار) از اعضای این پلتفرم هستند.

زنان روژهلات کوردستان در طول تاریخ، تجربه‌ای غنی از مبارزه علیه ساختارهای مردسالار و نظام‌های مبتنی بر سلطه مردان به دست آورده‌اند. آنان ضمن ایفای نقش مؤثر در جنبش زنان ایران، همواره با آگاهی ملی و مسئولیت اجتماعی، نسبت به مسائل و چالش‌های زنان در دیگر بخش‌های کوردستان نیز حساس بوده‌اند. نقش زنان در مبارزه با داعش یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های این تجربه تاریخی به شمار می‌رود.

در یکصد سال گذشته و به‌ویژه در جریان جنبش‌هایی که حول شعار «ژن، ژیان، آزادی» (زن، زندگی، آزادی) شکل گرفته‌اند، زنان در ایران و روژهلات کوردستان سهم تعیین‌کننده‌ای در روندهای دموکراسی‌خواهی، آزادی‌طلبی و تحول اجتماعی داشته‌اند.

گسترش مبارزات زنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی نشان داده است که مسائل زنان را نمی‌توان صرفاً در چارچوب احزاب سیاسی بررسی کرد. از همین رو، نیاز به یک ساختار فراگیر، فراتر از مرزبندی‌های حزبی و مبتنی بر همکاری مشترک زنان بیش از پیش احساس شده است. پلتفرم ژینا نیز در پاسخ به همین نیاز شکل گرفته و تلاش دارد فعالان سیاسی، کنشگران مدنی و زنان فعال در عرصه‌های مختلف اجتماعی را در بستری مشترک گرد هم آورد.

 

خوددفاعی در جنبش زنان بلوچ

زنان در کنار دفاع از پارادایم فکری خود، بر سازمان‌دهی و تقویت سازوکارهای خوددفاعی نیز تأکید دارند. بر اساس این دیدگاه، اگر زنان نخستین گروه اجتماعی بوده‌اند که مورد ستم قرار گرفته‌اند، نخستین اشکال مقاومت و خوددفاعی نیز می‌تواند با پیشگامی آنان شکل گیرد و به امری اجتماعی تبدیل شود.

در این چارچوب، سازمان‌دهی یک واحد زنان در درون «ارتش آزادی‌بخش بلوچستان« (BLA) به‌عنوان تلاشی برای ایجاد جبهه‌ای مشترک در برابر اشکال گوناگون ستم علیه زنان ارزیابی می‌شود.

خط دفاعی زنان که با پیشگامی زنان کورد از سوریه تا عراق، ایران و دیگر نقاط خاورمیانه گسترش یافته است، به‌عنوان ادامه‌ای از سنت تاریخی مقاومت زنان معرفی می‌شود. خیزش «زن، زندگی، آزادی» در ایران نیز از جمله تحولاتی بود که بر زنان بلوچ تأثیر گذاشت و در شکل‌گیری رویکردهای جدید آنان نقش داشت.

بحران‌های اجتماعی ناشی از سیاست‌های جمهوری اسلامی در قبال زنان، همراه با تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، زمینه را برای شکل‌گیری گرایش‌های تازه در میان زنان بلوچ فراهم کرده است. در همین راستا، زنان بلوچ اعلام کرده‌اند که برای تقویت ظرفیت‌های دفاعی خود، ساختارهای ویژه زنان را سازمان‌دهی کرده‌اند.

در ۲۴ مه ۲۰۲۶، ارتش آزادی‌بخش بلوچستان هویت و تصاویر زنی به نام «شهناز بلوچ» را که از او به‌عنوان فرمانده واحد زنان این سازمان یاد می‌شود، منتشر کرد. این اقدام از سوی برخی ناظران به‌عنوان بخشی از تلاش این گروه برای برجسته‌سازی نقش زنان در ساختارهای سیاسی و نظامی ارزیابی شده است.

 

زنان و مبارزه برای آزادی اجتماعی

بر اساس این رویکرد، تا زمانی که زنان نتوانند کنترل بر هویت، اراده و حقیقت وجودی خود را از ساختارهای سلسله‌مراتبی و سلطه‌گر بازپس گیرند، آزادی اجتماعی به‌طور کامل تحقق نخواهد یافت. بازسازی زن به‌عنوان یک نیروی آگاه و مستقل، بخشی از فرایند بازگرداندن حقوق و کرامت انسانی به جامعه تلقی می‌شود.

زنان در ایران و روژهلات کوردستان، در مواجهه با حکومت‌های مختلف از جمله صفویان، پهلوی، جمهوری اسلامی و دیگر ساختارهای متمرکز قدرت، نقش مهمی در به چالش کشیدن الگوهای سنتی جنسیتی و پیشبرد تغییرات اجتماعی ایفا کرده‌اند.

این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که هویت و اراده زنان و به‌ویژه زنان کورد تنها شکلی از حضور اجتماعی نیست، بلکه در بسیاری از موارد به نمادی از خودمدیریتی، مشارکت جمعی و مقاومت در برابر اقتدارگرایی نیز تبدیل شده است.

 

پایان