سنگینی گرانی بر دوش مهرماه
با فرارسیدن مهر گرانی، شادی بازگشت به مدرسه را برای بسیاری از خانوادهها به دغدغهای سنگین بدل کرده است؛ دغدغهای که گاه کودکان را از نیمکتهای مدرسه دور و آیندهشان را در هالهای از ابهام فرو میبرد.
ژوان شریفزاده
بوکان- بوی ماه مهر در ایران با اضطراب و سنگینی غریبی همراه شده است. پاییز و فصل مدرسه در حالی سر میرسد که گرانی و تورم، از سویی قیمت پایهی تحصیل را برای کودکان بسیار بالا برده و از سوی دیگر حتی سرنوشت برخی دیگر از دانشآموزان را بطور کلی تغییر داده است.
گرانی وسایل مدرسه؛ از جیبخالی تا مغازهی خلوت
کودکی گریان برای بستهای مداد رنگی ۳۶ رنگی از مارک معمولی KMT به قیمت یک میلیون و ۴۸۰ هزار تومان دست در دست مادر از مغازه خارج میشود. فروشندگان نوشت افزار بیرمقتر از هر زمان دیگری بر صندلیهایشان تکیه دادهاند. مشتریها وارد مغازه میشوند، قیمت میپرسند و اگر در نهایت قیمت مناسب و کالا نیز مورد پسند فرزندشان باشد، خرید میکنند. اما این گرانی سنگین بسیاری را وادار به چشم پوشی از خرید کالاهای با کیفیت و یا حتی حذف برخی از نوشت افزارها و روپوش نو کرده است.
یک مداد مشکی برای نوشتن در بازار ۴۰ هزار و یک مدادتراش ساده ۳۰ هزار تومان قیمت دارد. دفتر و جامدادی نیز در قیمتهای متفاوت از ۱۵۰ هزار تومان به بالا در کیفیتی پایین پیدا میشوند که معمولا خواهانی ندارند. مداد رنگی ۱۲ رنگی معمولی هم بالای ۲۰۰ هزار تومان است. قیمت روپوش مدارس، از یک میلیون و نیم به بالا شروع میشود و کیف مدرسه و کفش اسپورت نیز، هرکدام بین یک تا سه میلیون تومان برای خانوادهها هزینه برمیدارد.
گزیزه.م مادر یک کودک دبستانی در خصوص هزینهی وسایل کودکش میگوید: «توضیح دادن گرانی به بچهها سخت است به ویژه که کیفیت اجناس هر سال رو به بدتر شدن است. یعنی مجبور هستیم برخی از وسایل را حتما تهیه کنیم و برخی دیگر را نیز بعدا بخریم. هزینهی کل خریدهای مدرسه با صرفه جویی کامل، تا این لحظه ۱۰ میلیون تومان بوده است.»
مدارس دولتی؛ ثبتنام به شرط واریزی
گلایهی بسیاری از والدین از هرینه ثبت نام در مدارس دولتی است. با وجود ادعای حاکمیت از رایگان بودن تحصیل، این نرخ امسال از هر زمان دیگری بیشتر است. در برخی از مدارس استان اورمیه، مدارس دولتی مبالغی بین ۲ تا ۵ میلیون را از والدین تقاضا کردهاند. ههتاو.ک معلم مدرسهای در بوکان دریافت این مبالغ را تایید و آن را با آگاهی ادارهی آموزش و پرورش میداند: «بخشی از هزینه صرف بیمه دانشآموزی و کتب درسی است اما بیشترین قسمت آن برای کمکهای مردمی به مدارس است که مدارس میتوانند آن را دریافت کنند. اگرچه پرداخت این مبلغ اجباری نیست اما فشار زیادی که به دلیل هزینههای مدرسه و کمبود بودجه وارد شده است، مدیران را در برخی مناطق وادار به درخواست این هزینه برای ثبت نام کرده است.»
مرز باریک مدرسه و زندگی مشترک
نه گفتن به دختران در شرایط ساخت همیشه آسانتر از پسران مشتاق به تحصیل بوده است. این مسئله در روستاها، حواشی شهر و مناطق محروم در سایهی فقر برجستهتر از هر زمان دیگری است. نارین ۱۶ ساله که یکی از این دختران است، با نگاه بر حلقهی طلایی در دستش، با بغض غریبی همراه میشود: «در روستای ما مدرسه متوسطه دخترانه نیست، باید به مدارس شبانهروزی شهر برویم، پدر کارگرم نمیتوانست از عهده این مخارج بربیایید. یک سال مدرسه نرفتم تا شاید سال دیگر شرایط مهیا شود اما گزینهای بجز ازدواج در این وضعیت وجود نداشت. حالا که ازدواج کردهام، سال بعد اگر از پس هزینهها بربیاییم، از راه دور و در مدرسه بزرگسالان میخواهم درس بخوانم، شاید یک روز من هم نتوانستم دانشگاه بروم یا معلم شوم.» آرزوی نارین در یکی روستاهای دورافتاده استان اورمیه، مشخص نیست که چقدر به واقعیت میپیوندد.
غیبت از کلاس درس؛ نسلی با آیندهای مبهم
بالا رفتن هزینههای تحصیل اصلیترین علت غیبت دانشآموزان از مدرسه است. هلاله.و، معلم یک مدرسه ابتدایی دلایل ترک تحصیل کوکان را بسیار غمگین میخواند: «دانشآموزی داشتم که به دلیل نداشتن عینک و ضعیف بودن چشمهایش ترک تحصیل کرد یا دانش آموز دیگری که توان خرید مقنعه و کیف و خوراکی روزانه نداشت دیگر به مدرسه نیامد.»
بر اساس آمارهای رسمی با بالا رفتن تورم، تعداد جاماندگان از تحصیل، افزایش یافته است اما مشخص نیست این آمار بطور دقیق چه تعداد کودک و نوجوان را در برمیگیرد؛ دانشآموزانی که نمیتوانند ثبت نام کنند و یا حتی پس از ثبت نام امکان حاضر شدن در کلاسهای درس به دلیل هزینههای روزانه، سرویس ایاب و ذهاب و حتی خرید نوشت افزار، برایشان مهیا نیست.
از میان نسلی که امروز نیمکتهای مدرسه انتظارشان را میکشد، کم نیستند کسانی که در سالهای اخیر به دلیل محرومیت و بیثباتی وضعیت، درس و مشق را بدرود گفتهاند حالا نیز به دلیل گرانی مهر، بر تعدادشان افزوده میشود، وضعیتی که نه تنها آیندهی فرد که فردای این جامعه را نیز با ابهام و پرسشهای فراوانی روبهرو میکند.